توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
نه از روی تحصیل - این مطلب روشن نیست که آیا نظریه لاوازیه مدعی است که مجموع مقدار وزن اجرامی که در عالم هست کم و زیاد نمیشود و میزان ثابتی است ؟ یعنی اگر مثلا وزن همه اشیاء عالم محدود و متناهی باشد و آن را با یک رقم بتوانیم نشان بدهیم ، آن رقم هیچ وقت نه یک واحد کم میشود و نه یک واحد زیاد ؟ یا واقعا مقصود این است که آنچه از نظر فلسفی تعبیر میکنند که " موجود معدوم نمیشود " یعنی هر چیزی که موجود میشود ، در واقع صورت و ظاهرش عوض شده ، همانی است که قبلا بوده ؟ در مقام مثال ، اگر جمعیت عالم را در سه میلیارد کنترل کنند به طوری که موالید و وفیات را چنان نظم بدهند که در همان ساعتی که هزار نفر متولد میشوند هزار نفر بمیرند ، میگوییم پس مجموع انسانها در عالم همیشه ثابت است ، اما عدد همیشه ثابت است ، هرگز فرد ثابت نیست ، افراد میمیرند و افراد دیگری جای آنها میآیند . آیا منظور از بقای ماده - یا آنچه بعد گفتهاند ، بقای مجموع ماده و انرژی - این است که مجموع مقدار باقی است ، یا منظور این است که اصلا افراد و اشخاص باقی است ؟ این یک سؤال . سؤال دیگری که در اینجا داریم این است : اصل بقای ماده بعد به یک اصل عمومیتر ی تعمیم یافت که جامع میان ماده و انرژی است که " مجموع مادهها و انرژیهای عالم ثابت است " یعنی حتی مجموع مادهها لازم نیست که همیشه یک اندازه باشد ، بلکه مجموع مادهها و انرژیها روی همدیگر ثابت است ، چون گاهی مادهای تبدیل به انرژی میشود و انرژیای تبدیل به ماده . اینجا باید جناب عالی برای ما توضیح بدهید [ که ماهیت ] این چیزهایی که امروز به آن " انرژی " میگویند [ چیست ؟ ] در مفهوم قدیمی ما ( انرژی ) شکل عرض را داشته است ، مثل حرارت . در مفهوم قدما معنی ندارد که جسم به حرارت و حرارت به جسم تبدیل شود ، حرارت به یک عرضی مثل خودش تبدیل شود مانعی ندارد ، جسم هم - فرض کنید - به جسم دیگری مثل خودش تبدیل شود مانعی ندارد . اما امروزیها که یک چیزهایی نظیر حرارت را میگویند انرژی ، بعد میگویند حرارت به ماده تبدیل میشود ، ماده به حرارت تبدیل میشود ، از حرارت و هر انرژی دیگری چه تصوری دارند که آن را قابل تبدیل به ماده میدانند ؟ و قهرا دو چیز که به یکدیگر تبدیل میشوند ، باید یک اصل ثابتی در میان باشد که ریشه هر دو باشد که گاهی به این صورت ظاهر بشود و گاهی به آن صورت .