توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١
سوره " تبارک الذی بیده الملک " :
" « تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شیء قدیر . الذی خلق الموت
و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا »" [١] .
خداست آن کسی که هم مرگ را آفرید و هم زندگی را . ایندو را آفرید
برای اینکه شما را بیازماید که چه کسی نیک عملتر است .
در احادیث ما هست که امام فرمود قرآن نگفت : " « لیبلوکم ایکم اکثر
عملا " چه کسی بیشتر عمل کند ، فرمود : " لیبلوکم ایکم احسن عملا »
" یعنی چه کسی عملش صوابتر باشد . آیه این طور میفرماید که : زندگی و
مردن را برای این خلق کرد که مقدمهای باشد که شما به سوی حسن عمل سوق
داده شوید ، هر دوی اینها برای حسن عمل لازم است ، هر دو مقدمه حسن
عملاند . نفرمود : " « خلق الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا »" شما را
زنده کرد و به شما زندگی داد تا به سوی حسن عمل سوق داده شوید ، فرمود :
زندگی و مردن را با هم آفرید تا شما به حسن عمل سوق داده شوید ، و همینطو
ر هم هست .
اما زندگی شرط حسن عمل است ، تا انسان خلق نشود ، تا این حیات و آنهم
این حیات انسانی را پیدا نکند ، تا عقل نداشته باشد ، تا اراده نداشته
باشد ، حسن عمل معنی ندارد . و اگر مردن هم نبود ، حسن عمل نبود ، یعنی
خود همین مردن و اینکه انسان میداند میمیرد ، یک عامل بزرگی است برای
اینکه به سوی حسن عمل سوق داده شود . آیا واقعا اگر انسان میدانست در
این دنیا مخلد است و اصلا مردنی در کار نیست ، به سوی حسن عمل میرفت ؟
البته ممکن است ، شما افراد استثنائی را در نظر نگیرید بگویید فرضا شخصی
مثل علی بن ابی طالب پیدا بشود و تشخیص درباره حسن عمل طور دیگری باشد
، آن فرد استثنائی به جای خود ، ولی همین بشر که ما الان داریم میبینیم ،
مسلما بیشتر کارهای بد را که انجام نمیدهد ، به خاطر همین فکر مردن است
و اینکه انسان میداند میمیرد . اگر انسان بداند که در هیچ شرایطی در این
دنیا نمیمیرد و همین زندگیاش ادامه دارد ، بر شرش صد برابر افزوده
میشود و خیرش شاید به حد صفر برسد . آن عاملی که انسان را به سوی حسن
عمل سوق میدهد ، بیش از هر چیز دیگری همین است که انسان میداند یک
مدت موقتی در اینجا
[١] ملک / ١ و [٢]