توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
مخالفین توحید از دو طرف که آنها " ثبات انواع " را به آن شکل به
مسأله توحید چسباندند و اینها از این طرف " تبدل انواع " را به مادیت
کار را به جایی کشانیدند که اساسا نظریه داروین یک نظریه صد درصد مادی
تلقی شد و اثبات نظریه " تبدل انواع " نوعی موفقیت برای مادیگری و
شکست برای خداشناسی در میان مردم تلقی شد .
ما اینجا در دو قسمت باید بحث کنیم . یک قسمت در همین موضوعی که
عنوان کردیم که قطع نظر از اینکه در کتب مقدس مذهبی دنیا چه آمده است
، از نظر اینکه ما خداشناسی را یک مسأله علمی و عقلی میدانیم نه شرعی و
تعبدی ( یعنی نمیگوییم چون در دین آمده است که خدایی هست ، پس بگوییم
خدایی هست ) ، معتقدیم دلایل عقلی و علمی هم اقتضا میکند که ما قائل
بشویم خدایی هست . پس ما از نظر فن و علم خداشناسی و از نظر قانون عقل
باید حساب کنیم که آیا اعتقاد به وجود خدا ملازم است با اعتقاد به "
ثبات انواع " و " خلقت " به همین شکلی که گفتهاند ، یا نه ؟ مرحله
دوم این است که اگر نظریه " تبدل انواع " ثابت شد و فرضا با اصل
توحید هم منافات نداشته باشد ، آیا با آنچه در کتابهای مقدس ( قرآن و
تورات ) آمده است منافات دارد یا ندارد ؟
نظریه " تبدل انواع "
اما مرحله اول : رابطه مسأله توحید و تکامل . اولا اینکه گفته میشود که از قدیم در دنیا دو نظر بیشتر وجود نداشته است ، یکی نظریه " تبدل انواع " و یکی نظریه " حدوث انواع " ، از نظر تاریخ علم و فلسفه یکی از دروغهای دنیاست . این دو نظریه البته وجود داشته است . نظریه " تبدل انواع " هم یک نظریه بسیار قدیمی است ، نه تنها ما میگوییم قدیمی است ، بلکه همه معتقدند که قدیمی است . حتی در این کتابهای قدیمی خودمان مثل شفای بوعلی و اسفار ملاصدرا ، این نظریه را از قدمای یونانیها نقل کردهاند و خود فرنگیها هم مکرر از آنها نقل کردهاند . تاریخ علم از حدود پانصدسال قبل از میلاد ، نظریه " تبدل انواع " را نشان میدهد .مردی به نام انکسیمندروس [١] ( به
[١] گویا تلفظ فرانسوی آن " انکسیماندر " است .