توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩
مطلب دیگری در این زمینه قائل بودند که آن مطلب بسیار اساسی است ، معتقد بودند که ما در اشیاء یک شیء محسوس درک میکنیم و یک اشیاء معقول تعقل میکنیم . آن چیز محسوسی که ما در اشیاء درک میکنیم ، همان جرم اشیاء است که لمس میکنیم که به آن میگفتند " صورت جسمیه " ، یعنی آن چیزی که بعد از آن به وجود میآید ، و نیز میگفتند ولی به دلیل عقل ، ما ثابت میکنیم که ماهیت اشیاء را تنها صورت جسمیه ( یعنی همان که لاوازیه به آن ماده میگوید ) تشکیل نمیدهد ، قوه ، به مفهومی که آنها میگفتند ، یک مبدأ نیرو همیشه در ماده وجود دارد که مختلف میشود و در واقع آن است که ماهیت اشیاء را تشکیل میدهد . میگفتند چهار عنصر آب ، هوا ، [ خاک و آتش اجزاء اولیه عالم طبیعت هستند ] و آب با هوا از نظر ماده بودن مشترکند ، هر دو جسمند و هر دو دارای امتدادند ولی آب دارای طبیعت جوهری خاصی است که به موجب آن طبیعت ، مبدأ یک آثار بالخصوص میشود و هوا دارای طبیعت یا قوه دیگری است . " قوه " هم به آن میگفتند ، " صورت نوعیه " هم میگفتند ، " طبیعت " هم میگفتند . طبیعت از نظر قدما یعنی نیرویی که در هر ماده وجود دارد . آب که یک ماهیت جدایی است ، با هوا فرق کرده است ، در ماده بودن با همدیگر شریکند ، در آن طبیعت و صورت نوعیه یا قوه با همدیگر اختلاف دارند . اشیاء که معدوم میشوند به این معنا معدوم میشوند . " آب معدوم میشود " نه معنایش این است که ماده آب معدوم میشود ، [ بلکه ] صورت نوعیه آب معدوم میشود پس آب معدوم میشود . آنها که میگفتند " اشیاء معدوم میشوند ، معدومها موجود میشوند " از باب این بود که همه شیئیت یک شیء را مادهاش نمیدانستند ، مادهاش را جزئی از وجودش میدانستند نه تمام وجودش ، جزء اصلی وجودش - که میگفتند مبدأ فصل آن است - فصل منوع یا صورت نوعیه آن است . صورت نوعیه و طبیعت اشیاء ، معدوم و حادث میشود . همین طبیعت و صورت نوعیه ، در جاندارها به واسطه یک خاصیت مخصوصی که دارند " نفس " نامیده میشد ، در نبات " نفس نباتی " ، در حیوان " نفس حیوانی " و در انسان " نفس انسانی " ، همان قوه و نیرویی که در این است ، چنین اسمی پیدا میکند . پس وقتی میگفتند انسان معدوم شد ، [ یعنی ] نفس انسان [ معدوم شد ] ، یعنی وقتی آن طبیعتی که در این شیء وجود دارد معدوم شد ، این شیء معدوم شده ، یک جزء آن که معدوم شد ، دیگر معدوم شده است . [ درباره ] " حیوان معدوم شد " نمیگفتند ماده حیوان معدوم شد ، میگفتند