توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١
نظامی که ادعا میکنند در خلقت وجود دارد و دلالت میکند بر وجود خالق مدبر در خلقت هست ؟ سوم که باز ما بحث قرآنی میکنیم ، واقعا ببینیم قرآن کریم به این برهان نظم اتکا کرده یا اتکا نکرده است ، دقیقا آیات قرآن را بررسی میکنیم . اما قسمت اول ، معنی نظم و نظامی که ما میگوییم در خلقت هست چیست ؟ یعنی این عالم که به وجود آمده است با تصادف به وجود نیامده . این که هست ناشی از تصادف نیست . اینکه میگوییم " ناشی از تصادف نیست " در مقابل ، دو جور حرف میتوانیم بگوییم : تصادف یعنی بیعلت ، اما " بیعلت " گاهی به معنی نداشتن علت فاعلی گفته میشود ، و گاهی به معنی نداشتن علت غایی . همیشه یک مثال سادهای برای علت فاعلی و علت غایی از مصنوعات بشر ذکر میکنند که البته این مثالها نارساست ولی برای اینکه مفهومش درست روشن بشود چارهای نیست از این مثالها . شما روی صفحه کاغذ مطلبی را مینویسید . در اینجا چهار علت تصویر میشود : علت مادی ، علت صوری ، علت فاعلی ، علت غایی . اما علت مادی یعنی آن شرایط مادیای که باید وجود داشته باشد تا این به وجود بیاید . قبل از آنکه شما این خطوط را روی این صفحه کاغذ بنویسید ، صفحه کاغذی وجود داشته ولی به صورت چند گرم مایع جمع شده در مخزن خودنویس شما ، خود این خودنویس هم بوده است . اینها را میگویند علت مادی یعنی شرایط مادیای که باید وجود داشته باشد تا این نوشته هم باشد . اگر صفحه کاغذ یا چیزی شبیه آن نباشد ، اگر این جوهر یا چیزی شبیه به آن نباشد ، این چیزها اگر وجود نداشته باشد همین جوری از هیچ چیز نمیشود خط به وجود بیاید . دوم علت صوری ، آن چیزی که به این ماده شکل میدهد یعنی خود شکلش . وقتی این به صورت خط درمیآید که شما اگر کلمه " فدایت شوم " را مینویسید ، این ، شکل را به آن بدهید ، یعنی آن اولی که مثلا " ف " را دارید مینویسید ، آن اول " ف " ، سر " ف " را آن جور گرد کنید ، به ترتیب " د " را بنویسید ، بعد " ا " را این جور بکشید ، " ی " این جور ، " ت " این جور تا بشود " فدایت " . اینها هر کدام اگر تغییر کند ، این کلمه به وجود نیامده . علتش را ببینیم ، علت فاعلی . یک نیرویی باید باشد که این جوهرها را روی این خطوط بکشاند . آن نیرو علت فاعلی است . یک علت دیگری هم در این مصنوع