توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦
" « کذلک یضرب الله الامثال »" [١] .
خداوند حقایق را به صورت تمثیل این طور بیان میکند .
حال ترجمه آیه : آبی را از آسمان فرود آورد . سپس سیلها در وادیها [٢] روان شد ، ولی هر وادی به اندازه خودش از این آب در برگرفت . [ به
عبارت دیگر ] وادیها و رودخانههایی هر کدام به اندازه خودشان سیلان پیدا
کردند ، یعنی آب را گرفتند ، مثل بارانی که در کوهستان میبارد ، بعد در
جویها و رودخانهها جاری میشود . پس از آنکه آب به جریان و حرکت میافتد
، این سیل و این آب فراوان جاری کفی [٣] را بر روی خودش ، به دوش
خودش حمل میکند [٤] ، یک کفی از داخل این سیل بالا میآید و روی این
سیل را میگیرد . نظیر این کف در اشیاء و در فلزاتی که شما از آنها زینت
و زیور یا اسباب و آلات میسازید [ وجود دارد ] . زیور و زینت مثل طلا و
نقره ، و اسباب و آلات مثل چیزهایی که معمولا از آهن میسازند ، اینها را
هم وقتی که میگدازند . بر رویشان کفهایی میایستد ، یعنی از نظر اینکه کفی
بیاید روی ماده اصلی را بگیرد ، فلزات هم در حال ذوب شدن ، در حالی که
میخواهند از آنها یک چیز مفیدی بسازند ، روی آنها را یک ماده زایدی
میگیرد که از آن تعبیر به " زبد " میکردند . بعد میفرماید : " « کذلک
یضرب الله الحق و الباطل »" . " یضرب " را در اینجا معنی کردهاند :
" یثبت " و درست است . خداوند حق و باطل را اینطور میآفریند ، این
طور ایجاد میکند ، نه اینکه این طور مثل میزند ، " « کذلک یضرب الله
الامثال »" . بعدا میآید .
خداوند حق و باطل را اینطور در عالم به وجود میآورد : آن که حق و
حقیقت و خیر و خوبی است ، مثلش مثل همان آبی است که از آسمان میآید :
خالص ، پاک . مثل اشیاء از نظر مقداری که از حق و از خیر و خوبی داشته
باشند ، مثل وادیهاست که ظرفیتها مختلف است ، هر کدام به اندازه
ظرفیت خودش از این آب میگیرد ، نمیتواند بیشتر بگیرد . گفت :
[١] رعد / . ١٧ [٢] وادی یعنی رودخانه ، جوی . [٣] " زید " یعنی کف ، کفی که روی آب است . کره را که در عربی میگویند " زبد " ، از این جهت است که وقتی دوغ را میزنند ، دوغ که از چربی جدا میشود ، چربی به حالت کف کردگی روی آن میایستد ، ولی اصل معنی " زبد " همان کف است . [٤] " احتمل " از ماده " حمل " به معنی به دوش گرفتن است .