توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
گفتهاند بنابراین در آنجایی که پای اراده و انتخاب و اختیار [ به میان ] میآید ( مثل کارهای بشر ، بلکه کارهای دنیا هم چون به انتخاب و اراده الهی صورت میگیرد ) امکان پیش بینی نیست . این حرف مهمل زمینهای به دست مادیون داده است که تا حدودی که بتوانند مسأله پیشبینی را در دنیا مسلم کنند و مسأله اراده و دخالت اراده و اختیار و انتخاب را بالنتیجه نفی کنند ، در صورتی که اینها اصلا با همدیگر ربط ندارد . قانون علیت یک قانون عمومی است که سراسر هستی را فرا گرفته است و اساسا محال است که موجودی از این قانون خارج باشد ، میخواهد آن موجود مختار باشد یا ( مجبور ) . حالا چه جور امکان این قضیه هست که یک موجود ، هم مختار باشد هم تحت تأثیر قانون علت و معلول و قانون جبر علی و معلولی ، مسأله جبر و اختیار است که الان مطرح نیست و اگر لازم باشد در خلال همین مباحث توحید ، جبر و اختیار را طرح میکنیم . به هر حال فرضا ما نتوانیم مسأله اختیار را در مقابل مسأله جبر ، اختیار داشتن بشر را در مقابل مجبور بودن اثبات کنیم ، این را نمیتوانیم انکار کنیم و این انکارپذیر نیست . بنابراین ، این قضیه که اگر ما موضوع دترمینیسم را در کار آوردیم خود به خود مسأله اراده و انتخاب از میان میرود ، به هیچ وجه از میان نمیرود . صحبت در این است ، منتها یک چیز دیگر هست و آن این است که آقای مهندس . . . در ضمن بیانشان اشاره کردند مادیین در لابلای حرفهایشان یک چیزی هم اضافه میکنند ، وقتی میگویند علت ، همان علت تامه ، بعد میگویند علت تامه که جز همین امور مادی چیز دیگری نیست . خوب ، بحث در این است که علتهایی که دخالت دارند ، آیا تنها همین علتهای مادی است یا علت دیگری هم دخالت دارد ؟ یعنی عاملهایی که در این قضیه دخالت دارند ، آیا این عاملها همین عاملهایی است که ما به صورت عاملهای مادی نشان میدهیم با وضع کارشان یا یک عامل دیگری را هم در این نظم علیت حتما باید دخالت بدهیم ، یعنی اینها جزء علتاند نه تمام علت ؟ بحث در این نیست که قانون علیت هست یا نیست ، بحث در این هم نیست که آیا جبر علی و معلولی ، ضرورت علی و معلولی در کار هست یا نیست ، و بحث در این هم نیست که علل یکسان معلول یکسان به وجود میآورند یا به وجود نمیآورند ، بحث در عاملهایی است که دخالت دارد . آیا مجموع عاملهایی که دخالت دارد چندتاست ؟ به اصطلاح منطقیین آن وقت بحث ما با مادیین بحث صغروی میشود ، نه بحث کبروی ، یعنی روی آن اصل کلی ما با آنها