توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
تسخیر یک ارادهای بوده است . مسأله هدایت از این مهمتر است ، مربوط
به کار اشیاء است ، مربوط به کار موجودات است ، یعنی موجودات پس از
ساخته شدن ، کاری که میکنند عجیب است . این کار نشان میدهد که یک چیز
دیگری ، یک نوری ، یک جاذبهای هر چه میخواهید اسمش را بگذارید وجود
دارد که او را در کار خودش هدایت و رهبری میکند . این هم یک مطلبی
است که قرآن مجید روی آن جداگانه تکیه کرده است و این را ما جز در قرآن
در جای دیگر سراغ نداریم که میان نظم و هدایت تفکیک کرده باشد یعنی به
عنوان دو دلیل ذکر کرده باشد . مجموعا در چهار آیه از آیات قرآن هست که
ایندو پهلوی یکدیگر به عنوان امر جداگانه قرار گرفتهاند . یکی آن آیهای
که از زبان حضرت موسی دارد که وقتی فرعون سؤال کرد : " « من ربکما یا
موسی »" جواب داد : " « ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی »" [١] پروردگار ما آن کسی است که هر چیزی را آنچنانکه شایسته است آفریده
است ، در خلقت آنچه را که احتیاج داشته به او داده است . این ، همان
نظم ساختمانیاش را بیان میکند . " ثم هدی " بعد هم او را در راه خودش
هدایت کرده است . این امری جداگانه است . در سوره " سبح اسم " هم به
این عبارت میخوانیم : " « سبح اسم ربک الاعلی ، الذی خلق فسوی ، و الذی
قدر فهدی »" [٢] تسبیح کن ، تنزیه کن نام پروردگار والای خود را ( یا
نام والای پروردگار خود را ) هر دو جور میشود گفت که حالا وارد بحثش
نمیشویم " « الذی خلق فسوی »" آن که آفرید و معتدل آفرید " « و الذی
قدر فهدی »" و آن که اندازهگیری کرد و سپس هدایت کرد موجودات را .
از زبان ابراهیم ( ع ) نقل میکند : " « الذی خلقنی فهو یهدین »" [٣] خدای من آن است که مرا آفریده است و من را هدایت میکند . به هدایت
، جداگانه تمسک کرده است .
در اولین آیاتی هم که بر پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه وآله ) نازل شد ،
باز ایندو منتها در خصوص انسان توأم ذکر شده است :
" ²اقرا باسم ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرأ و ربک الاکرم
" .
تا اینجا اصل خلقت است .
[١] طه / . ٥٠ [٢] اعلی / ١ - [٣] [٣] شعراء / . ٧٨