توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
است این معلول را به شکلی دیگر [ به وجود آورد ] . در میان شکلهای مختلفی که امکان داشته این معلول وجود پیدا کند ، یک شکل معین بالخصوص از ناحیه علت انتخاب شده است . چرا این شکل از میان شکلهای مختلف انتخاب شده است ؟ برای یک منظور بالخصوص . پس ناچار در ناحیه علت باید شعور ، ادراک ، اراده وجود داشته باشد که هدف را بشناسد ، وسیله بودن این ساختمان و این وضع را برای آن هدف تمیز بدهد و این را که به وجود آورده است به عنوان وسیله برای آن هدف به وجود آورده باشد . اصل علیت غایی در جایی ممکن است واقع شود که یا خود آن علتی که این معلول را به وجود آورده است دارای شعور و ادراک و اراده باشد یا آنکه اگر فرضا خود فاعل دارای شعور و ادراک و اراده نیست ، تحت تسخیر و تدبیر و اراده یک فاعل بالاتری باشد که آن فاعل بالاتر ، او را تدبیر میکند ، او را میبرد ، او را میکشاند ، مثل این باشد که خود این فاعل حکم یک ابزاری را دارد در دست او و در اختیار او . آن نظمی که میگویند در عالم وجود دارد و دلیل بر وجود خداوند است یا اگر بخواهیم بهتر تعبیر کنیم باید بگوییم دلیل بر وجود ماوراءالطبیعه است این نظم به معنی دوم است . آنچه ما در جلسه گذشته از کتاب راه طی شده نقل کردیم اگر باز هم آقایان مطالعه کرده باشند این ایراد ما صد درصد بر آن وارد است ، یعنی در آن کتاب میان این دو نوع نظم لااقل تشخیص و تمیز داده نشده یا فرق گذاشته نشده است . آن نظمی که آنجا ذکر میکند که این دلیل بر توحید است و میگوید علوم دنیا جز این چیزی نگفتهاند و اگر شما از علوم سؤال کنید ، یک نظم قطعی را در کار جهان نشان میدهند ، همان نظم ناشی از علت فاعلی است و آن به درد ما در اینجا نمیخورد ، فایدهای ندارد و نقصهای خیلی زیادی در آنجا وجود دارد که در آن جلسه اشاره کردیم . و علت اصلیای که آن کتاب اساسا از آن راه هم رفته است این است که این کتاب یک مبنا و اساسی را شروع کرده است که جز این راه را نمیتوانسته طی کند ، یعنی راهی که طی کرده جبرا و الزاما به اینجور بیانی منتهی میشده است . راهی که آن کتاب که طی کرده است ابتدای آن همان جملها ی بود که در آن جلسه عبارتش را نقل کردم ، میخواهد این اساس را اساسا انکار کند که طبیعتی و ماوراء طبیعتی [ وجود دارد ] . اگر ما این را انکار کنیم یا باید نظم غایی را به همین تعبیری که عرض کردیم اساسا قبول نکنیم یعنی این اتقانی که به اصطلاح در صنع وجود دارد ، اینها را از نظر علت غایی ناشی از تصادف بدانیم یا چون فرض این است که طبیعت و ماوراء