توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦
دیگری نمیخواهیم . لازم نیست ما یک برهان داشته باشیم . انبیا که آمدند ، برای مردم ایمان میخواستند ، برای مردم یقین میخواستند . اینها هم که در مردم تولید ایمان و یقین میکند ، گواینکه آن گوینده در مقابل آن احتمال فلسفی نتواند برهان اقامه کند . به قول ایشان آخر مگر تو دیوانهای ؟ ! مگر من دیوانهام که قبول نکنم ؟ ! هر آدم عاقلی این را قبول میکند ، میگوید و رد میشود . بیش از این نیست . البته این بیان ، بیان بسیار خوبی است ولی این ، بیان ریاضی همین مطلب است که تنها فرض علت فاعلی به معنای تنها نیروی کافی داشتن ، برای به وجود آمدن این نظام کافی نیست . غیر از نیرو ( نیروی جمادی به قول قدما و نیروی فیزیکی به قول امروز ) یک چیز دیگری که آن خاصیت شعور است ، خاصیت درک است ، خاصیت علم است باید باشد که آن انتخاب کند ، یعنی در میان همه این احتمالها یک احتمال را انتخاب کند ، آن را با نتیجهای که در نظر دارد مناسب ببیند و انتخاب کند ، باز یکی دیگر بعد از آن انتخاب کند . البته آن بیان ، بیان درستی است . - در موضوعی که بنده میخواهم عرض کنم سه مطلب را خیلی مختصر و موجز عرض میکنم . یکی اینکه صحبت راجع به چیزهایی که خلق شده یا مصنوع است بود . در این مسائل ما احساس یک نظم ، یک سری چیزهای منظم میکنیم که اینها باید بر طبق یک شعور ابتدایی یا با وجود یک ناظم ترتیب داده شده باشد . آن کسانی که از نظر علمی میخواهند بحث کنند و فکرشان جنبه مادی دارد ، این مسأله را همین جوری طرح نمیکنند ، میگویند آن چیزی که ما در عالم خلقت میبینیم ، از چیزهای خیلی ناقص و ابتدایی هست تا چیزهای خیلی تکمیل شده ، و این اشیاء در زمانهای خیلی طولانی طبق قوانین معینی که در طبیعت وجود دارد با هم برخوردهایی کردهاند . آنچه که قابل بقا بوده مانده ، آنچه که قابل حیات بوده تشکیل شده ، آنچه که نشده از بین رفته . ما خیلی چیزهای ناقص مثلا یک موجودات زنده ناقص میبینیم که نسبت به انسان در یک سطح خیلی پایینتری قرار دارند . اینها بعضیهاشان اصلا در طبیعت قابل بقا نبودهاند ، خود به خود از بین رفتهاند . در طی قرون و اعصار متمادی آنچه که قابل بقا بوده مانده . ولی مطلب دوم اینکه ما راجع به مصنوع و مخلوق صحبت کردیم ولی راجع به قوانین موجود در طبیعت بحثی نشد . مثل این میماند که ما راجع به یک رأیی فرضا در یک دادگاه جنایی بحث کنیم که فلان کس را فلان قاضی محکوم به اعدام کرد ولی هیچ راجع به قوانین موجود که چطور شد ، کی این قانون را وضع کرد که منتج به رأی قاضی شد ، بحث نکنیم . علیالظاهر آ ن قاضی آن شخص را محکوم به اعدام کرده ولی اصل مطلب ،