توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
در دنیای غرب چقدر احتیاج به شناسایی این فلسفه مذهبی ما دارند . اهمیت
این اقدام برای کسانی که وارد هستند ، به نظر من یک تکلیف است .
استاد : صحیح میفرمایید .
- اینجا استدلال فرمودید که " ظهورهم " چون " ظهورهما " نیست ،
مربوط به حوا و آدم نیست . بنده حالا کار به تفسیر ندارم ولی آیا هیچ
وقت در قرآن جمع به جای مثنی استعمال نشده ؟
استاد : ممکن است ، البته خیلی به طور استثنائی که یک وقتی مثلا جمع
در مورد تثنیه به کار برده شده باشد . ولی آن مقداری که من الان یادم هست
در یک جای قرآن است ولی آن تثنیهای است که در واقع جمع است . مثلا
دارد : " « هذان خصمان اختصموا »" [١] اینها دو دشمناند که با هم به
جنگ آمدند . " خصمان " تثنیه است و " اختصموا " جمع آورده شده ،
اما سرش این است که " خصمان " دو نفر نبودند ، دو دسته بودند در
مقابل یکدیگر ، و در اینکه در لغت عرب ضمیر تثنیه برای تثنیه است و
جمع برای مافوق تثنیه ، شکی نیست . حتما ( اگر ) در یک مورد بالخصوصی
ما پیدا بکنیم ، روی یک عنایت خاصی است و الا ما نمیتوانیم همینجوری
یک چیزی بگوییم . اینجا که خود آیه هم قرینه است . این بیانی که عرض
کردم مال خودم هم نیست ، مال سید مرتضی است که به همین استناد کرده ،
میگوید کیفیت این مسأله عالم " ذر " آن جور نیست که مردم میگویند که
انسانها به صورت ذرات همه در صلب آدم اول وجود داشتند و خداوند ( آنها
را ) از صلب او بیرون کشید به همان شکل جسمانی که ذکر میکنند ، چون قرآن
میگوید : " « و اذ اخذ ربک من بنیآدم من ظهورهم »" . " ظهورهم " به
خود بنیآدم برمیگردد نه به چیز دیگر ، نه به آدم و حوا ، معنا ندارد ،
ذکر آدم و حوایی نبوده ، اسم حوا در کار نبوده . خود آیه نشان میدهد که
میخواهد بگوید هنوز قبل از آنکه نطفهای حتی در رحم به وجود بیاید ، هنوز
که در مرحله استعداد است ، در مرحله ماقبل از اینکه به صورت یک انسان
حتی نطفهای در شکم ( چنین ) به وجود بیاید ، این استعداد در وجود انسان
هست . آنجا ما به زبان تکوین از آنها پرسیدیم : " « الست بربکم » "
ما پروردگار شما
[١] حج / . ١٩