توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
آن استفاده نشود . در آن کتاب یک فصلی دارد تحت عنوان " مذهب و علوم
" . من قسمتهایی از آن فصل را چون در همین زمینه است برای شما نوشتهام
و میخوانم . قطعنظر از اینکه گوینده یک دانشمند درجه اول عصر خودش هست
، اصلا در اینجا یک بحث عالی کرده و خود بحث عالی است . آنجا مقدمهای
میآورد که من در دو جمله آن را خلاصه کردهام . میگوید محرک انسان عشق و
آرزوست . بعد میگوید ببینیم چه محرکی ، چه عشق و آرزویی مذهب را به
وجود آورده است . میگوید هیجانات و احساسات موجد مذهب ، بسیار مختلف
و متفاوتاند ، یک چیز را نمیشود عامل آن حساب کرد . آن وقت تقسیمبندی
میکند . این آدم در واقع سه جور مذهب درست میکند از نظر عاملی که مذهب
را به وجود آورده است و از نظر کیفیت ، اسم یک مذهب را میگذارد مذهب
ترس ، میگوید : " مسلم در میان اقوام ابتدایی یک عاملی که فکر مذهب
را به وجود آورده ترس بوده " که روی این جهت دیگران هم خیلی بحث
کردهاند : ترس از مرگ ، ترس از گرسنگی ، ترس از حیوانات وحشی ، ترس
از جنگ ، ترس از وبا ، ترس از قحطی . یکی از حکمای بسیار قدیم رومی
متعلق به دو هزار سال پیش میگوید " ترس ما در خدایان است " .
میخواهد بگوید همه این خدایان را ترس به وجود آورده . اینشتین هم ترس
را به عنوان یک عامل در میان اقوام ابتدایی قبول میکند . یک عامل دیگر
هم برای مذهب نشان میدهد و اسم آن را میگذارد عامل اخلاقی یا عامل
اجتماعی یعنی احتیاج انسان به یک پناهگاه اخلاقی . عبارت را من نوشتهام
، میگوید :
" خصیصه اجتماعی بشر نیز یکی از تبلورات مذهب است . یک فرد میبیند
پدر و مادر ، خویشان و رهبران بزرگ میمیرند ، یک یک اطراف او را خالی
میکنند . پس آرزوی هدایت شدن ، دوست داشتن ، محبوب بودن و اتکاء و
امید داشتن به کسی زمینه قبول عقیده به خدا را در او ایجاد میکند . این
خدا ( خدایی که به واسطه این جهت پیدا شده باشد " [١] بخشنده و
مهربان است ، حفظ میکند ، کائنات را بر سر پا نگه میدارد ، پاداش و
جزا به مخلوقات میدهد ، خدایی است که نسبت به وسعت دید معتقدینش
دوست میدارد زندگی و قبیله و نژاد را ( آنهایی که خدا را در حد قبیله
میشناسند یا در حد بیشتر یا کمتر ) [٢] حفظ کند ، تسلی دهنده بر
آرزوهای سرخورده و خواهشهای اقناع نشده است ، خدایی است که ارواح
مردگان را از فساد و تباهی
١ و[٢] [ جمله داخل پرانتز از استاد است ] .