توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥
نمیکند ، به حد فعلیت نمیرسد ، رشد نمیکند . ولی وقتی که یک موجود در معرض عمل و امتحان قرار گرفت ، سیر کمالی خودش را طی میکند ، رشد میکند ، پیشرفت میکند ، نظیر کارهای تمرینی است که ورزشکاران قبل از مسابقههای نهایی انجام میدهند ، آنچه که انجام میدهند برای این نیست که مربی بفهمد هر کس استعدادش چقدر است ؟ برای این است که خودشان آماده شوند ، برای این است که هر چه در استعداد دارند به ظهور بپیوندد . سختیها و شدایدی که خداوند تبارک و تعالی در دنیا برای انسان پیش میآورد و بلکه در تعبیر دیگر قرآن نعمتهایی هم که در دنیا برای انسان میآورد ، برای این است که آن استعدادهای باطنی بروز کند ، یعنی از قوه به فعلیت برسد . انسان از نظر حالات روحی ، درست حالت یک بچهای را دارد که از نظر جسمی در حالی که تازه به دنیا آمده است استعداد این را که یک جوان برومند بشود دارد ولی حالا که آن را ندارد ، باید تدریجا رشد کند تا یک جوان برومند بشود . انسان هم از نظر کمالات واقعی و نفسانی ( یعنی آنچه که در استعداد دارد ) اول در یک حد بالقوه است ، میتواند باشد ، اما حالا که نیست ، از یک طرف به واسطه سختیها و شداید و از طرف دیگر به واسطه همان نعمتهایی که به او داده میشود ، در معرض یک چنین امتحانی قرار میگیرد تا به حد کمال برسد . " « و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین " . باید این سختیها پیش بیاید و در زمینه این سختیهاست که آن صبرها ، مقاومتها ، پختگیها ، کمالها برای انسان پیدا میشود ، آن وقت موضوع این نوید و بشارت واقع میشود . این هم دو آیه که مربوط به یک موضوع بود و عرض کردیم .
" شیطان " از نظر قرآن
یک مطلب دیگر هم اینجا عرض کنیم و به عرایض خودمان خاتمه دهیم ، یعنی این بحث ما دیگر به پایان میرسد ، و آن موضوع این است : در قرآن کریم از شیطان زیاد یاد شده است . بحث شیطان هم خودش یک بحث بسیار مهمی است . در اخبار و احادیث ما این موضوعی که عرض میکنم نیامده است ، ولی در کتابهای ما نقل کردهاند که در بعضی از شروح انجیل آمده است . شهرستانی