توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٤
« یمیت »" [١] ، نه اینکه خداوند زنده میکند ، یک چیز دیگری هست که
دیگر مربوط به خدا نیست و او میمیراند . یا مثلا : " « و انه هو اضحک و
ابکی ، و انه هو امات و احیی » " [٢] اوست که میخنداند یا موجبات
سرور را فراهم میکند و هم اوست که میگر یاند یا موجبات گریه و ناراحتی
را به وجود میآورد . " « الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن
عملا »" [٣] خدایی که هم مرگ را آفرید و هم زندگی را آفرید . " « و
لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و
بشر الصابرین »" [٤] شما را تحت آزمایش قرار میدهیم به نقصها و
کمبودهایی در ناحیه مال یا در ناحیه جان به انواع مختلف .
در این جهت بحثی نیست . بله ، یک مطلب هست که در عین حال قرآن
کریم بین استناد خوبیها به خداوند تبارک و تعالی با استناد بدیها یک
فرقی میگذارد که آن فرق را توضیح خواهیم داد .
آیه اول سوره انعام این است :
"« الحمد لله الذی خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور »".
سپاس خدایی را که آفریننده آسمانها و زمین است و قرار دهنده نور و
ظلمت .
این " و قرار دهنده نور و ظلمت " معلوم است که میخواهد یک عقیده
خاصی را نفی کند که همان عقیده یزدان و اهریمن باشد ، که خدا مبدأ نور
است نه مبدأ ظلمت ، و مبدأ ظلمت کس دیگر است ، این طور نیست ، مبدأ
همه خداست . پس در این جهت ما نباید تردید داشته باشیم که آیا یک فکر
ثنوی در قرآن وجود دارد ؟ خیر ، فکر ثنوی در قرآن وجود ندارد .
مطلب دیگر این است : ما بحثی میکردیم راجع به خیر و شر ، خوبی و بدی
، و میگفتیم که منشأ بدیها نیستیهاست و یا ما به هستیهایی میگوییم "
بدی " که نه از جهت اینکه خودشان خودشان هستند بدند ، بلکه از جهت
اینکه با اشیاء دیگر برخورد و تصادم میکنند و هستی را از آنها سلب
میکنند ، شر نامیده میشوند . در اصطلاح ، این طور تعبیر میکنند ، میگویند
یک شیء یک وجود نفسی دارد ، یعنی خودش
[١] بقره / . ٢٥٨ [٢] نجم / ٤٣و . ٤٤ [٣] ملک / [٢] [٤] بقره / . ١٥٦