توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠
اینها همه جزء خمیره و ذات ماست و اصلا از یکدیگر جداییپذیر نیست .
بنابراین حساب ، " چرا اینطور شد " ، " چرا آنطور شد " ، " چرا
باید اینطور باشد " [ معنی ندارد ] ، در نظام کل هر چیزی در جای خودش
تخلفناپذیر است و نمیتواند غیر از این باشد .
اگر شما ایرادی دارید ، در مجموع باید سؤال کنید : این مجموع که یک
واحد است ، این بشر که در حکم یک واحد است ، این بشر که در ابتدا آن
مراحل را طی کرده است که میلیونها افرادش را وبا از میان میبرده است ،
ظلم و قساوت از میان میبرده تا رسیده به این مرحله ، تا آیندهای که
انتظار دارد که : " « یملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا »
" [١] و اصلا شر و بدی از جامعه بشر رخت بربندد ، آیا این مجموع که
یک نظام تکاملی را تشکیل داده و آن را باید مجموعا یک واحد در نظر
بگیریم ، درست است یا نادرست ؟ تا بگوییم درست است .
باز مثل این است که شما درباره یک فرد قضاوت کنید که چرا من که
امروز یک انسان چهل ساله هستم ، فردی هستم که از خودم دفاع میکنم ،
زندگی خودم را شخصا اداره میکنم ، پول درمیآورم ، باید این طور باشم ؟
آیا این ظلم نیست که من در سی و چند سال پیش یک بچه ضعیف ناتوانی
بودم که آن لله هر بلایی میخواست سر من درمیآورد ؟ چرا آن بچه من نیست ،
چرا من آن بچه نیستم ؟ آن بچه همین تو هستی و تو هم همان بچه هستی ، آن
مرحله را طی کردهای که به این مرحله رسیدهای . در واقع یک " واقعیت "
است که این مراحل را طی میکند . اگر آن مرحله کودکی را طی نکرده بودی ،
به این مرحله کمال و رشد امروز نمیرسیدی ، امکان نداشت که برسی ، امکان
نداشت که از اول شما را به این حالت سی سالگی و چهل سالگی بیافرینند .
پس اینها حساب تبعیض نیست .
- اگر مسأله تبعیضاتی را که در این دنیا وجود دارد با مسأله آخرت توأم
نکنیم ، نمیتوانیم این ظلمها را توجیه کنیم . یا باید اقرار کنیم که در
طبیعت مقداری ظلم هست و صانع طبیعت آنها را خواسته یا باید بگوییم
کمبود اینها را در آخرت جبران میکند .
استاد : اینکه من این را ذکر نمیکنم ، برای این است که متکلمین این
طور فکر
[١] اعلامالوری ، ص . ٤٠١