توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
میکروب خودش از نظر خودش و برای خودش بد نیست . آن میکروب خودش برای خودش ، مثل ما برای خود ما هستیم ، همانطوری که ما هیچ وقت درباره خودمان فکر نمیکنیم که ما خودمان برای خودمان بد باشیم و کمالات و پیشرویهای ما برای خودمان قطع نظر از سایر اشیاء ، بد باشد ، آنها هم خودشان برای خودشان فیحد نفسه خوبند ، ولی از نظر اشیاء دیگر ، به نسبت اشیاء دیگر ( که به اصطلاح میگویند وجود بالقیاس ، وجود بالاضافه یا وجود نسبی ) ، از نظر وجود نسبی خوب نیستند . آنهم چرا از نظر وجود نسبی خوب نیستند ؟ چون منجر به یک نیستی در آن اشیاء میگردند . قسمت دوم بحث ما مسأله تفکیک ناپذیری خیر و شر ( شر به همین معنا ) و به عبارت دیگر تفکیک ناپذیری هستیها و نیستیها در جهان طبیعت از یکدیگر است . این یک توهم محض است که ما آن را یک امر ممکن فرض میکنیم ، بعد میگوییم چرا [ این طور ] نیست که در این دنیا آنچه که ما آن را خیر مینامیم ( که همان جنبهها ی هستی اشیاء است ) باشد و آن چیزهایی که ما آنها را شر مینامیم ( یعنی همان نیستیها یا هستیهایی که منجر به نیستیها میشود ) نباشد ؟ فکر میکنیم این یک امر ممکن است و لهذا از چرایش میگوییم . این طور نیست ، این دنیا و طبیعت اگر باشد ، با همه این لوازم و توابعش باید باشد و اگر نباشد ، مگر اصلش نباشد . پس در مجموع باید در نظر گرفت که آیا در جهان خیر بر شر غلبه دارد ، هستی بر نیستی غلبه دارد یا نیستی بر هستی ؟ قطعی است که اگر حساب بشود ، جانب خیر بر جانب شر غلبه دارد .
شرور ، مقدمه خیرات
مرحله سوم که این مرحله امروز مورد بحث ماست این مسأله است که خود این شرور و چیزهایی که ما آنها را نیستیها و فقدانات مینامیم و میگوییم از خیرات لاینفک هستند ، اینها هم صد درصد شر نیستند ، یعنی این طور نیست که همین چیزهایی که ما آنها را شر مینامیم ، صد درصد نیستیهایی بلااثر باشند ، بلکه همین نیستیها در هستیها مؤثرند ، که اگر این نیستیها و فقدانات و شرور نبودند اگر ما فرض کنیم این یک امر ممکنی باشد که خیرات را از آنچه که ما شرور مینامیم ، جدا کنیم و شرور را یکدفعه از عالم برداریم دستگاه عالم اختلال پیدا میکرد ، یعنی آن چیزهایی که ما آنها را خیرات مینامیم ، آنها هم دیگر امکان وجود پیدا نمیکردند . البته این یک