توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
اصلا وجود نداشته باشد ، و چنین عواملی هم در هستی وجود دارد . الهیون
معتقد به یک چنین عوالمی هستند ، چه در ما قبل این عالم و چه در مابعد
این عالم . هستی از مبدأ کل که فائض میشود ، به حکم طبیعت علیت و
معلولیت و به حکم طبیعت خودش ، مرتبه به مرتبه نازلتر میشود [١] .
خواه ناخواه میرسد به مرتبهای که وجود آن قدر ضعیف است که با نیستی
آمیخته است . عالمی که ما اکنون در آن هستیم ، آخرین تنزل نور وجود و
آخرین حد قوس نزول است ، منتها عالم کمال و تکامل است ، هستی در همین
عالم رو به تکامل و پر کردن نیستیها میرود که باز برمی گردد روی قوس اول
خودش ، برمیگردد به هستی اول " « انا لله و انا الیه راجعون »" [٢] .
اینکه عرض کردم که در عالم ما هستی با نیستی توأم است و لازمه ذات
این عالم این است که هستی و نیستی با یکدیگر توأم بشود و بعد عرض کردم
که عوالم دیگری هست [ که چنین نیست ] ، برای این است که کسی خیال نکند
اصلا لازمه هستی این است ، نه ، لازمه اصل هستی ، نامحدودیت و اطلاق است ،
هستی در ذات خودش نیستی را طرد میکند ولی هستی در مراتب نزول خودش که
لازمه معلولیت است [ با نیستی توأم است ] . لازمه هر معلولیتی [٣] این
است که مرتبه بعدی ناقصتر باشد . خود این نقصان ، راه یافتن عدم است .
باز از آن مرتبه به مرتبه دیگری که از آن ناقصتر است نزول میکند ، تا
میرسد به دنیای ما ، یعنی حالتی که به آن میگوییم " ماده " که همان قوه
محض است و از هستی فقط این حظ و مرتبه را دارد که بالقوه است ،
میتواند هستیهای دیگر را به خود بپذیرد . این " میتواند بپذیرد " مبدأ
اصل حرکت میشود و حرکت لازمه ذات این عالم است . " این عالم ، عالم
حرکت آفریده شده است " یعنی اصلا قوامش به تدریج است ، نه اینکه عالم
را اول قلمبه آفریدهاند ، بعد کشش دادهاند تا حرکت پیدا کرده است ، یا
عالم را در لازمان آفریدهاند . بعد این زمان را کش دادهاند تا شده است
زمان . زمان و حرکت و تغییر و تدریج و . . . لازمه ذات عالم است . تأثر
و قبول کردن اثر از دیگری لازمه ذات این عالم است ، یعنی ماده این عالم
[١] لازمه معلولیت ، تأخر معلول از علت است ( تأخر وجودی ) . [٢] بقره / . ١٥٧ [٣] معلولیت واقعی غیر از معلولیتی است که ما در عالم ماده میگوییم ( که اصطلاحا علتهای اعدادی گفته میشود ) ، معلولیتی است که معلول از ذات علت ناشی شده باشد و علت ، منشأ ایجادی آن باشد .