توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠
را با حیوانات و میمون از کلمات او دریافته بودند و از این جهت علیت او قیام کردند . جلسات و بحثهای مفصلی بر پا میشد ، از جمله در یکی از جلساتی که بین هکسلی یکی از طرفداران جدی داروین و ویلبر فورس یکی از کشیشها درگرفت ، کشیش گفت اگر فرضیه داروین درست باشد ، لابد انسان از نسل میمون است و چون خداوند انسان را خلق کرده ، بنابراین فرضیه داروین غلط است . بعد در مقابل جمعیت که جلسه در انجمن بریتانیایی بود و عدهای بودند رو کرد به هکسلی و گفت : حالا شما بفرمایید ببینم پدر بزرگ یا مادر بزرگ شما کدامیک میمون بودند ؟ هکسلی در جواب گفت : انسان از اینکه پدر بزرگش میمونی باشد نباید خجالت بکشد ، بلکه اگر جدی وجود دارد که من باید از بردن نام او احساس خجالت و شرمندگی کنم ، آن مرد متلونی است که از موفقیت در زمینه فعالیتهای خویش مأیوس و ناراضی است و در مسائل علمی که هیچ گونه تخصص و معرفتی بدان ندارد مداخله میکند . باز میگویند کشیشی در یک کلاس درس راجع به خلقت آدم و حوا و انسان شواهدی از کتاب مقدس اظهار میکرد ، یکی از شاگردان بلند شد و گفت : قربان ! پدر من میگوید ما از نسل میمون هستیم نه از نسل آدم و حوا . کشیش نگاهی خونسردانه به او کرد و گفت : عزیزم ! ما بحث کلی راجع به خلقت انسان و آدم میکنیم ، راجع به خانواده شما بحث نمیکنیم ، شاید پدرت درست گفته باشد ! داروین اصولا " شرایط محیط " لامارک را تأیید میکرد و میگفت شرایط محیط بر روی جانوران تأثیر دارد و در آنها تغییر شکل ایجاد میکند و تمام این تغییرات اکتسابی و تدریجی متصل ، به اعقاب و نسلها انتقال داده میشود به طوری که صفاتی که به ارث برده نشود نادر و استثنائی است ، و در آخر کلام جمله مخصوص داروین است که میگوید : " به نظر من تمام جانوران از چهار یا پنج جانور اولیه اشتقاق یافتهاند و کلیه گیاهان نیز از همین تعداد یا کمتر نتیجه شدهاند . شباهت موجود بین سلسله گیاهان و جانوران مرا به این نتیجه میرساند که حتی قدمی فراتر نهم ، یعنی تصور کنم تمام جانوران و گیاهان از یک اصل اولیه منشأ گرفتهاند " .