توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
کلمه را که ما زیاد به کار خواهیم برد ، آنطوری که علم طبیعی تعریف کرده تعریف میکنم ، بعد وارد صحبت خودمان میشویم . یک فرد معین و مشخص از جانداران ، مثلا یکگربه مخصوص یا یک فرد انسان را بنا به تعریف " فرد " میگوییم . پس جانداران از گروه بیشماری " فرد " به وجود آمدهاند . مجموعهای از افراد که تحت یک نام اسم برده میشوند مثل سگ ، گربه ، درخت چنار را " نوع " یا " گونه " میگوییم . مجموعهای از انواع که دارای صفات و اختصاصات مشترکی هستند مثل گربه ، روباه ، گرگ ، ببر ، پلنگ که همه دارای سر گرد و پنجههای قوی و تیز هستند و طعمه خودشان را معمولا زنده به چنگ میآورند ، تحت نام " جنس " نامگذاری میکنیم . پس " جنس " مجموعهای از " نوع " است که دارای صفات مشترک است . این تعریف همینطور ادامه دارد ، یعنی مجموعهای از " جنس " که دارای صفات و اختصاصات مشترک کلیتری است " تیره " یا " فامیل " یا " خانواده " نامیده میشود و مجموعهای از " تیره " که دارای صفات مشترک