توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢
[ لامارک ] میگوید محیط مختلف ، احتیاج مختلف ایجاد میکند ( راست هم میگوید ) ، احتیاج به چه ؟ احتیاج به یک عضو جدید . بعضیها خیلی ساده حرف میزنند ، میگویند احتیاج خودش خلق میکند . آخر این که لفظ است ! اینکه میگویید احتیاج خلق میکند ، اگر میخواهید بگویید در زمینه احتیاج چیزی خلق میشود ، حرف درستی است ، [ اما اگر مقصود ] نفس احتیاج است ، احتیاج که جز نداشتن و نیازمندی چیزی نیست ، این که واقعیتی نیست ، یعنی نه تنها برخلاف نظریه مادیون است ، برخلاف نظریه الهیون هم هست . آنهایی که به " نامحسوس " به عنوان یک امر مثبت معتقد نیستند ، میخواهند برای یک امر عدمی شخصیت قائل شوند . در موجود زنده یک نیرویی ، یک چیزی هست که در زمینه این احتیاجات ، یک عضو را میآفریند . پس غرضم این جهت است که تنها حس صیانت ذات هم کافی نیست . درست است که آن یک رمز بزرگی در طبیعت است ، [ ولی ] اصلا خود صیانت ذات یعنی چه ؟ میگویند انطباق با محیط ، سازش با محیط . حرف درستی است اما چرا روی آن خیلی حساب میشود ؟ اگر مقصود این است که محیط روی آن اثر میگذارد و لازمه اثری که محیط میگذارد این است ، خوب بله ، مثل اینکه ما قالی را در مقابل آفتاب میگذاریم و آفتاب روی آن اثر میبخشد . اگر ما همین قالی را در آفتاب بگذاریم یکجور است ، در سایه بگذاریم وضع دیگری دارد . اما آیا موجود زنده فقط تحت تأثیر محیط و منفعل از محیط است ، یا عکسالعمل نشان میدهد ؟ عمده آن عکسالعملهایش است که جنبه هدفداری طبیعت موجود زنده را به او نشان میدهد ، میبیند که در محیطی که تا حالا زندگی میکرده باید وضع ساختمانش اینطور باشد [ و در محیط جدید به گونه دیگر ] . حتی مثلا میگویند که گلبولهای خون کم و زیاد میشود ، در یک محیط یک مقدار معینی گلبول هست ، در محیط دیگر احتیاج بیشتری پیدا میکند و فورا خود طبیعت گلبول میسازد . عمده ، آن نحوه عکسالعمل نشان دادن طبیعت موجود زنده است که هدفداری این موجود را میرساند . بنابراین ادله الهیون به همان استحکام خودش که از قدیم بوده است باقی است ، بلکه قویتر شده ، یعنی این جهت که طبیعت هدفدار است ، از آن مقداری که در قدیم درباره انواع و حیوانات و جاندارها درک کرده بودند بیشتر نشان داده میشود و حالا