توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٤
من نمیدانم چرا این " اصل توجه به غایت " این قدر در میان اروپاییها بدنام شده است ؟ ! به آن " فینالیزم " میگویند . یک کتابی هست به نام " فرضیههای تکامل " که [ نویسنده ] خیلی هم روی آن زحمت کشیده و آنچنان با این فینالیزم دشمنی به خرج میدهد [ که میگوید ] آلودگیهای فینالیستی ! من نمیدانم علت این دشمنی چیست . حتی در میان مسلمین هم گاهی یک حرفهای کودکانهای درباره این اصل " علت غایی " گفتهاند که با نظریات علمی جور درنمیآید . خود فرنگیها در چند کتاب از جمله در همان کتاب فرضیههای تکامل نقل میکنند و من اولینبار در کتاب انورخامهای ( یکی از تودهایها ) خواندم که کشیشی این حرف را گفته که این خطوطی که روی طالبی قرار میگیرد ( طالبی را میبینید قاچ قاچ است و روی هر قاچ آن یک خطی هست ) برای این است که وقتی ما به خانه میرویم و میخواهیم برای بچهها طالبی قسمت کنیم ، به اصطلاح قاچ قاچ قسمت کنیم . اگر بنا شود که ما علت غایی را این طور توجیه کنیم و هدف از قاچها و خطوط روی طالبی را این بدانیم که ما بفهمیم چطور کارد را روی طالبی قرار دهیم و آن را تقسیم کنیم ، واضح است [ که قابل قبول نیست ] اما اگر مقصود این است که سیر طبیعت یک سیر هدفی است ، یک نوع نور و عشق به کمالی در ذات طبیعت قرار دارد ، طبیعت سر دوراهیها قرار میگیرد و راه اصلح را خود انتخاب میکند ، در این صورت چارهای از آن نیست . اگر تمام حرفهای داروین صد درصد هم درست باشد ، بالاخره باید به این [ عامل ماوراءالطبیعی ] معترف شد . اگر " موتاسیون " یا جهش هم درست باشد - کمااینکه گویا حالا دیگر تکیه روی این اصل است نه روی تغییرات تدریجی - باز تا این عامل مجهولی که آنها میگویند و همان اصلی که الهیون درباب نظامات خلقت گفتهاند را دخالت ندهیم ، پیدایش موجودات زنده قابل توجیه نیست . هم لامارک و هم داروین ، چون شخصا مطالعه داشتهاند و از نزدیک اشیاء را میدیدهاند - بالاخره مرد عالم با غیر عالم فرق میکند - با اینکه تکیهشان روی علل طبیعی بوده ، ولی در عین حال آن جریان واقعی طبیعت را حس میکردهاند که به چه شکل و چه نحو است . داروین میگوید به من میگویند تو که میگویی " انتخاب طبیعی " ، آخر به صورت یک قوه فعاله ماوراءالطبیعی تعبیر میکنی . بعد میگوید البته این تعبیرات ، تعبیرات مجازی است که من میگویم و شما به کلمه " انتخاب " خیلی خردهگیری نکنید . بالاخره در بعضی از حرفهایش میگوید : خوب ، حالا ما اگر برای طبیعت