توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٩
میکند : رنگها صد درصد یکجور نیست ، شکلها صد درصد یکجور نیست ، اندامها صد درصد یکجور نیست ، درشتی و کوچکی صد درصد یکجور نیست ، هوش و ذکاوت صد درصد یکجور نیست ، پس قهرا قابلیت بقای آنها صد درصد یکجور نیست ، بعضی قویتر و نیرومندترند ، بعضی نه عرض کردیم چون علل زیادی دخالت دارد که هنوز علم نتوانسته آنها را تحت ضبط درآورد . پس وقتی افرادی از یک نوع که به دنیا میآیند با یک اختلافاتی به دنیا میآیند ، قهرا در نزاعی که درمیگیرد ، آن که اتفاقا و تصادفا با یک علل غیرقابل ضبط با یک امتیازاتی به دنیا آمده است ، در این نزاع برنده میشود . او که برنده شد ، دیگری خواه ناخواه محکوم به انقراض است و از میان میرود . پس او با یک امتیازی باقی میماند و این امتیاز را هم به وراثت به فرزندان خودش منتقل میکند . نتیجه این میشود که نسل دوم میآید با یک فرق نسبت به نسل اول ( نسل اول در سطح پایینتری بود ) . در میان افراد نسل اول یک فرد ممتاز بود و چون این فرد ممتاز با امتیازش تولید فرزند میکند ( یعنی امتیاز خودش را به فرزندانش منتقل میکند ) ، تمام فرزندان او میآیند با همه آن امتیازات . پس قهرا مجموع فرزندان او در یک سطح بالاتر از فرزندان نسل پیشین به دنیا میآیند . ولی در عین حال در خود اینها هم یک اختلافات فردی هست ، بعضی با امتیازات بیشتر ، بعضی با امتیازات کمتر . باز آن که با امتیازات بیشتر است باقی میماند و آن که با امتیازات کمتر است از میان میرود . دو مرتبه در نسل بعد در یک سطح بالاتری حیوان به وجود میآید . پس عامل وراثت در اینجا دخالت میکند که امتیازاتی که با کمک قانون تنازع بقا باقی مانده است ، در نسلهای بعدی محفوظ بماند . به همین ترتیب نسلها یکی بعد از دیگری در سطح بالاتری قرار میگیرند و با امتیازات بیشتری به وجود میآیند و به این وسیله تکامل صورت میگیرد . اگر برخوردی میان نظریه داروین و دلیل الهیون درباب نظام خلقت باشد ، همین جاست که ممکن است کسی این طور بگوید : این نظامی که در عالم پیدا شده است ، نتیجه این امتیازات پی درپی است که هر کدام از آنها به طور تصادف به وجود آمدهاند ولی به حکم قانون تنازع بقا و بقای انسب و بقای اصلح ، هر امتیاز کوچکی باقی مانده است ، بعد به امتیاز دیگر اضافه شده است و مجموعه این امتیازات طی میلیونها نسل ، این نظام موجود را به وجود آورده است . وقتی که ما مثلا یک انسان را الان در نظر میگیریم ، میبینیم که برای نظامات خلقت این انسان کتابها باید نوشت ،