توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
شرایط محیطی لاغر و چابک شدهاند ، برخی براثر تابش زیاد آفتاب پوستشان سیاه شده و . . . پس بهطور صددرصد فرضیه مذکور را نمیشود پذیرفت . استاد : جناب عالی نسبت به عرایض بنده چیز مخالفی نفرمودید ، تأیید کردید . البته تا سخن امروز که ما حرف لامارک را نقل کردیم ، بیان جناب عالی درست است ، یعنی حداکثر همین مقدار است نه بیشتر . اما خوب ، در نظریه داروین یک دلایل دیگری پیدا میشود که از راه مثلا تشریحهای مقایسهای آمدهاند رابطه نسلی موجودات را ثابت کردهاند . آن مسأله را هنوز ما طرح نکردهایم ، بعد روی آن بحث میکنیم ، ولی البته در حدود حرفهای لامارک ایراد جناب عالی وارد است . - مطلبی فرمودید که اگر عضوی مورد احتیاج نبود چرا حذف میشود ؟ از نظر زیستشناسی ، همانطور که هر عضوی که فعالیتش زیاد شد ، تغذیهاش به وسیله عروق و دستگاه تغذیه زیاد میشود ، به همین ترتیب اگر فعالیتش کم شود ، تغذیه آن هم کم میشود و ممکن است این سیر تا جایی ادامه پیدا کند که دیگر آن عضو از کار بیفتد ، و این از نظر زیستشناسی توجیه علمی دارد . استاد : صحبت در این نیست که جریان عملی به این صورت است ، صحبت در این است که چرا این طور میشود ؟ چرا وقتی بدن غذا را روی قاعده عادیاش به آن عضو میرساند ، تدریجا جیره غذاییاش را کم میکند ؟ من در چرای این ، حرف دارم . حتی در قوام روحی انسان هم همینطور است ، مثلا وقتی انسان از حافظهاش استفاده نکند ضعیف میشود ولی اگر به طور صحیحی از آن استفاده کند تقویت میشود ، ولی من در چرای آن ، حرف دارم و میخواهم ببینم چرای آن قابل توجیه است یا نه ؟