توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦
اینها در ابتدا پا داشتهاند و از جانورانی که پا داشتهاند مشتق شدهاند ، ولی وضع محیطشان طوری بوده که مجبور بودهاند خودشان را پنهان کنند ، بخزند بروند زیر زمین ( به خزیدن خیلی احتیاج داشتهاند ) ، مثل مواقعی که خود آدم میخواهد خودش را در گوشهای پنهان کند ، میرود میخزد ، دیگر احتیاجی به پا ندارد ، با شکم باید حرکت کند . اینها چون نسلها و قرنها به این وضع زندگی کردهاند که مجبور بودهاند برای پنهان کردن خود ، خودشان را در زیر خاکها مخفی کنند ، کمکم این پا حذف شده و از میان رفته است . در مورد گیاهان میگوید : " اگر از یک چمن ، دانهای را در محیط سنگلاخ بکاریم ، گیاهانی که در این شرایط ایجاد شده و تکثیر یابند ، نژاد جدیدی را میسازند که بانژاد اولیه اختلاف خواهد داشت . همچنین گیاهانی را که برای زینت در باغ میکارند ، با آنکه منشأ اصلی آنها گیاهان وحشی است ، در تحت تأثیر محیطهای جدید نژادهای متنوعی میسازند . " لامارک یک حرفی زده است که به آن خیلی باید توجه کرد : " لامارک در توجیه عقاید خود بیان مینماید که : تغییرات حاصله در نزد جانور در جهتی است که به نفع موجود بوده و نتیجه آن ، ایجاد توافق و هماهنگی بین ساختمان بدن موجود و شرایط محیط زیست میباشد . این نکته را هرگز فراموش نکنید . این موضوع خیلی قطعی است که تغییراتی که در محیطها پیدا میشود ، همیشه در جهتی است که به حال زندگی مفید است " . یعنی چه ؟ ببینید ، این تفاوت میان موجودات زنده و غیر زنده هست که در موجودات غیر زنده ( مثل جمادات ) عوامل مؤثر همان عواملی است که به آن مثلا عوامل فیزیکی یا شیمیایی میگویند . فرض کنید کوهی هست ، تغییراتی که در وضع این کوه پیدا میشود ، صددرصد تابع عوامل جوی است : مثلا باران زیاد یا کم بیاید ، باران بیاید آن بالا را بشوید و به درهها بریزد ، سیل جاری شود ، باز سیل خاکهایی را که جمع شده حرکت بدهد ببرد به جای دیگر ، بادهای تند وجود داشته باشد یا وجود نداشته باشد ، گرمای زیاد باشد ، درجه حرارت چقدر باشد ، یعنی کوه ، این موجود جمادی یک موجود صددرصد منفعل است و اثر را میپذیرد . نمیگویم کوه موجود فعال نیست ، آن هم فعالیت دارد ولی اینطور فعالیت ندارد که وقتی محیط روی آن اثر میگذارد و برای بقای خودش نیاز به یک عوامل جدید داشته باشد ، خودش را با عوامل جدید تطبیق