توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
نمیدانستند ، یعنی اگر کسی خیال کند ذات خدا ازلی است ولی این ذات ازلی ، بلامخلوق بوده ، مدتی بوده ، یکمرتبه مثلا در صدهزار سال پیش ، یک میلیون سال ، صد میلیون سال ، میلیاردها سال پیش بالاخره هر چه بگوییم ، این زمان محدود میشود و او نامحدود است به فکر خلقت کردن افتاد ، این غلط است . خوب ، تا اینجا حرف درستی است . ولی از طرف دیگر در طبیعیات قدیم درباره افلاک یک عقیده خاصی داشتهاند ، درباره زمین هم عقیده خاصی داشتهاند . وضع افلاک را وضعی میدانستند که تغییر ناپذیر است ، یعنی هیچوقت تغییری در وضع افلاک پیدا نمیشود ، در گذشته این طور بوده ، در آینده هم اینطور خواهد بود . از این دو نظریه ، نظریه سومی تکوین پیدا میکرد و آن اینکه پس انواع عالم همیشه بودهاند و همیشه هم خواهند بود . پس معلوم شد اینکه میگویند در دنیای علم دو نظریه بیشتر وجود نداشته است . حرف غلطی است ، در دنیای علم و فلسفه سه نظریه وجود داشته است .
بررسی نظریات فوق
حالا بیاییم راجع به این نظریات صحبت کنیم . اما فیلسوفان قدیم مثل ارسطو و ابنسینا ، چون امروز یک پایه نظریه آنها متزلزل شده ، اساس دلیلشان متزلزل است . آن قدمی که برای انواع انسان قائل بودند ، برپایه این خلقت خاصی بود که برای ساختمان زمین و آسمان قائل بودند ، و چون بکلی اساس آن فلکیات متزلزل است ، یک پایه حرف آنها متزلزل است . امروز ثابت شده است که وضع این زمین ما در میلیونها سال پیش با امروز خیلی متفاوت بوده است و وضعش طوری بوده که امکان نداشته است جانداری بر روی آن زندگی کند . نه اینکه آنها وضع زمین را از هر جهت ثابت میدانستند ، افرادی مثل ابنسینا تصریح میکنند که هزاران تغییر بر روی زمین پیدا شده ، حتی به این موضوع که محل دریاها تبدیل به خشکی و خشکی تبدیل به دریا میشود [ تصریح میکنند ] . حتی میگویند اول کسی که فسیل را کشف کرده است ، ابنسیناست ، و این مطالب در کتاب او هست . ولی این مطلب که یک روزی بوده است که زمین قابلیت این که موجود جاندار بر رویش زندگی کند نداشته است ، در فرضیه قدما نبوده است . از نظر علم امروز تقریبا ثابت و محقق است که یک روزی بوده است که زمین چنین قابلیتی که جانداری بر رویش زندگی کند ، نداشته است .