توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
نمیگیرند . پس مکمل و متمم آن براهین ، براهینی است که از راههای عقلانی
و فلسفی اقامه شده باشد .
راههای فلسفی تنها این راه ( راه سینوی ) نیست . من در آن استدلالهایی
که کردم ، آن که متناسبتر با این جلسه دیدم ، همین راه سینوی بود که
انتخاب و عرض کردم . آن راهی که صدرا رفته است ، از این راه خیلی
شریفتر و عالیتر و متینتر است . بوعلیسینا اولین بار این حرف را در
اشارات زده و خودش هم ابتهاج کرده است و میگوید که این آیه کریمه قرآن
: " « سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ، ا و
لم یکف بربک انه علی کل شیء شهید »" [١] [ گواه صحت این راه است
] . در زبان قرآن مثلا میخوانیم : " « شهد الله انه لا اله الا هو »" [٢] ذات حق خودش بر خودش شهادت میدهد ، یعنی ما از چیز دیگر بر ذات حق
استدلال نمیکنیم ، از خود ذات حق به ذات حق استدلال میکنیم . این منطق در
آیه " « سنریهم ایاتنا » . . " . " هست . یا مثلا ما در دعای صباح
میخوانیم : " « یا من دل علی ذاته بذاته » " ای کسی که ذات خودش دلیل
بر ذات خودش هست . در دعای ابوحمزه میخوانیم : " « بک عرفتک و انت
دللتنی علیک » " . در دعای امام حسین ( علیهالسلام ) در روز عرفه
میخوانیم : " « ا یکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر
لک » " .
این مضمون در اسلام زیاد بوده است که اصلا در یک منطقی ذات خدا خودش
دلیل بر خودش هست و هیچ احتیاج نیست که ما از راه اشیاء بر وجود خدا
استدلال کنیم . آن شعر شبستری هم ناظر به همین است ، که :
| زهی ابله که او خورشید تابان |
| بدون شمع جوید در بیابان |
[١] فصلت / . ٥٣ [٢] آل عمران / . ١٨