توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
" « هو الاول و الاخر »" [١]
اول موجودات اوست ، آخر موجودات هم اوست .
از این دیگر تعبیر رساتری درباره خدا نمیشود پیدا کرد . وقتی میگوییم
خدا یعنی اول موجودات ، یعنی آن که موجودات از او پیدا شدهاند ، و آخر
موجودات ( یعنی ) آن که موجودات به او بازگشت میکنند . درباره آخرت
قرآن اینطور میفرماید : " « یعلمون ظاهرا من الحیوه الدنیا و هم عن
الاخره هم غافلون »" [٢] اینها یک ظاهرهای ، نمودی ، پدیدهای از
زندگی دنیا میبینند ، اما از آخرت که از این نوع نیست غافل هستند ،
یعنی نسبت دنیا و آخرت را نسبت ظاهر و باطن حساب میکند . غرض این
جهت است که عمده مسألهای که درباب توحید هست صحیح طرح کردن آن است .
یک مسائلی که ما باید بعد صحبت کنیم ، از حالا ولو به نحو اشاره عرض
میکنیم : " « لیس کمثله شیء »" [٣] را انسان در تصور اولش از خدا
باید در نظر داشته باشد .
« لیس کمثله شیء ».
هیچ چیزی مانند او نیست ، او مانند ندارد .
این مفهومهای " سبحان الله " ، " " سبحان ربی العظیم " ، " سبحان
ربی الاعلی " ، " « سبحان ربک رب العزه عما یصفون »" [٤] و "
الله اکبر " ، این مفاهیم را انسان در تصور اولی که میخواهد از خدا
داشته باشد باید در ذهنش داشته باشد . خدا منزه است از توصیفاتی که
اینها میکنند ، خدای من ، پروردگار عظیم من منزه است از توصیفی که خود
من میکنم . " الله اکبر " یعنی " الله اکبر من ان یوصف " . انسان
درباره موجودی بحث میکند که اصلا برتر است از وصف او و از توصیف او ،
منزه است از هرگونه محدودیتی و از هرگونه نقصی . " « فاینما تولوا فثم
وجه الله »" [٥] ببینید خدایی که قرآن بیان میکند این است : " رو
به هر طرفکه بایستید رو به خدا ایستادهاید " . این خاصیت آن موجودی
است که جزئی از اجزای
[١] حدید / [٣] [٢] روم / [٧] [٣] شوری / . ١١ [٤] صافات / . ١٨٠ [٥] بقره / . ١١٥