توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨
استاد : البته خیلی فرق ندارد ، قبول دارم که توضیح فلسفیاش خیلی فرق ندارد . میگفتند بسیار خوب ، در سنگ یک طبعی وجود دارد که آن را به اینجا میکشاند . پس وقتی که ما ضربه زیر سنگ میزنیم و سنگ میرود بالا ، چه چیزی سنگ را میبرد بالا ؟ میگفتند این ضربه که صلاحیت ندارد ، نیروی دست صلاحیت ندارد که آن را بالا ببرد ، چون نیروی دست همراه دست است ، نیرو از دست جدا نمیشود برود در سنگ . میگفتند خاصیت ضربههای خارجی ( نیروهایی که از خارج بر اجسام وارد میشود ) این است که ضربه خارجی بر روی طبیعت شیء اثر میگذارد ، طبیعتش را آنا دگرگون میکند و طبیعتدگرگون آن است که آن را میبرد بالا . مثل یک آدمی که طبع اولیاش این است - تشبیه از من است - که مثلا عملی را به یک حال عادی انجام میدهد ، یک کسی او را عصبانی میکند ، [ در نتیجه ] عملی خلاف رویه خودش انجام میدهد ، بعد هم عصبانیتش تمام میشود ، یعنی آن حرف زشتی که به او گفته شده نیست که این کار را انجام میدهد ، اگر این آدم دستش را بالا برد کوبید روی میز و این میز را شکست ، آن حرف زشت من نیست که این میز را میشکند ، [ بلکه ] حرف زشت است که او را عصبانی کرده و همان قوه نهفته در این آدم است که این میز را میشکند . این را میگفتند " حرکت قسری " . یک مطلب دیگر هم که در کتابهای قدیمیها هست [ این است که ] میگفتند اگر جسمی بخواهد در خلاء حرکت طبعی بکند ، آیا الی الابد حرکت میکند یا نه ؟ قطعا الی الابد حرکت میکند ، منتها آنها به فضای نامتناهی قائل نبودند . ولی اگر فرض کنیم یک چیزی بخواهد حرکت طبعی بکند و میدان برایش باز باشد ، [ الی الابد حرکت خواهد کرد ] . مسلم اگر ما سنگی را به طرف زمین رها کنیم ، این سنگ میخواهد خودش را به مرکز زمین برساند ، اگر به یک فرض خیالی زمین هم بخواهد از آن فرار کند ، آن سنگتا ابد دنبال زمین میرود . در اینجا بحثی نیست . حتی بحث میآمد روی حرکتهای قسری ، این را هم قبول داشتند که وقتی ما سنگ را به بالا پرتاب میکنیم و مقداری بالا میرود بعد برمیگردد [ بازگشت آن علتی دارد ] ، میگفتند عوائق است که آن را برمیگرداند . اگر عوائق کمتر از میزان حرکت طبعی باشد ، روی آن تأثیر نمیگذارد [ اما ] روی حرکت قسری اثر میگذارد ، چون طبیعت را آرامش میدهد ، طبیعت به حال عادی برمیگردد و کار اولش را انجام میدهد . حتی بوعلی تصریح میکند به عین عبارتی که آخوند در اسفار نقل میکند ، میگوید : " لولا