توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
توزینهای بسیار دقیق شیمیایی به عمل آمد و معلوم شد که در ضمن فعل و انفعالاتی که مولد حرارت هستند ، یک مقدار ماده از بین میرود ، مثلا وزن آب حاصل از ترکیب هیدروژن و اکسیژن ، درست برابر مجموع وزن هیدروژن و اکسیژن نیست ، بلکه مقداری کمتر از آن است . بنابراین بعضی از انفعالات با کاهش جرم انجام میگیرد ( یک مقدار از جرم ، کاسته و تبدیل به حرارت میشود ) منتها با توزینهای معمولی که یک شیمیدان با آن سروکار دارد ، این کاهش بسیار جزئی مورد توجه قرار نمیگیرد . از این رو یک نفر شیمیدان امروز هم ممکن است بگوید که در فعل و انفعالات شیمیایی مقدار جرم ثابت است ، ولی با اشل دقیق فیزیکی وقتی میخواهند سنجش کنند میگویند نه ، مجموع جرمهای شرکت کننده در فعل و انفعال مساوی است با مجموع جرمهای حاصل از آن بعلاوه آن مقدار انرژی که تولید شده است ( یعنی در ازای آن انرژی هم یک مقدار از ماده صرف شده است ) . پس اگر بخواهیم این قانون را صحیحتر و دقیقتر بیان کنیم باید بگوییم : در فعل و انفعالات شیمیایی مجموع مادههای شرکت کننده قبل از فعل و انفعال برابر است با مجموع مواد حاصله بعد از فعل و انفعال بعلاوه معادل آن انرژیای که تولید شده است . این قانون لاوازیه است و به تمام جهان و اصل خلقت ربطی ندارد و فقط در حیطه فعل و انفعالات شیمیایی است . اما سؤال دوم راجع به تبدیل ماده به انرژی و تعریف انرژی است . انرژی عبارت است از استعداد انجام کار فیزیکی و در فارسی هم به آن میگویند " کار مایه " که ترجمه خوبی از انرژی است . قدر مسلم این است که انرژیها به همدیگر تبدیل میشوند . مثلا انواع انرژیهای مکانیکی به یکدیگر قابل تبدیل است . حرارت یک نوع بخصوصی از انرژی جنبشی است ، چون حرارت معلول حرکت اتمها یا ملکولهای تشکیل دهنده جسم است . به این ترتیب انرژی مکانیکی قابل تبدیل به انرژی حرارتی است ، مانند برخورد چکش به سندان که در اثر این برخورد ، انرژی مکانیکی به ذرات تشکیل دهنده سندان منتقل میشود و آن اتمها ارتعاشات بیشتری پیدا میکنند و ما احساس میکنیم که حرارت سندان بالا رفته است ، که در واقع علت گرم شدن آن همان تغییر انرژی جنبشی ذرات سندان است . این مسأله تبدیل انرژیهای مختلف به یکدیگر از دیر زمان مسلم بوده و تازگی ندارد . اما مسألهای که از زمان اینشتین به بعد مورد بحث قرار گرفته و تازگی دارد ، مسأله تبدل ماده به انرژی است . این مسأله از نظر فلاسفه ، از نقطه نظر معرفی کردن اساس عالم مطرح بود و از نظر علم فیزیک هم مطرح بود ، برای اینکه واقعا میخواستند ببینند که آیا ماده قابل تبدیل به انرژی است ؟ و از این موضوع استفاده عملی بکنند . بالاخره