توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٨
بنابر این سؤال دوم ما این است : شما باید ماهیت انرژیها را برای ما توضیح بدهید که ما از نظر مفهوم فلسفی بتوانیم درک کنیم که اینها چطور قابل تبدل است یا قابل تبدل نیست ؟ من یک سؤال سوم هم اضافه میکنم که لزومی ندارد آن را در این جلسه توضیح بدهید : نظریه لاوازیه تعبیر صحیحش این است که بگوید : " مجموع مادههای عالم کم و زیاد نمیشود " یا بگوید : " ماده موجود نمیشود ، ماده معدوم نمیشود " اما اینکه این را تعمیم بدهد و بگوید : " هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی موجود نمیشود " یک چیز دیگری را باید اینجا مستتر بگیرد و آن این است که " شیء مساوی است با ماده " والا وقتی کسی که تمام تحقیقش درباره ماده است [ بگوید ] ماده معدوم نمیشود ، ماده موجود نمیشود ، بعد بگوید هیچ چیزی موجود نمیشود و هیچ چیزی معدوم نمیشود ، این بعد از آن است که " چیز " را مساوی با ماده بداند .
طرح دو ابهام
در اینجا از نظر ما باز دو ابهام وجود دارد : اولا قدما هم به این معنی قبول داشتهاند که ماده معدوم نمیشود ، ماده موجود نمیشود ، ولی چون ماده را مساوی با شیء نمیدانستند ، نمیگفتند هیچ چیزی معدوم نمیشود ، هیچ چیزی موجود نمیشود . من نمیدانم از کجا این را پیدا کردهاند که در قدیم میگفتند مادههای عالم معدوم میشود . ما که هر چه گشتیم - و خیلی هم گشتیم - جایی پیدا نکردیم که بگویند در قدیم قدما میگفتند مادهها معدوم میشود . حتی آقای مهندس بازرگان در کتاب راه طی شده نوشتهاند که تا آن زمان مردم اینطور خیال میکردند [ که مادههای عالم معدوم میشود ] . کی این طور خیال میکرد ؟ در قدیم هم میگفتند مادههای عالم به یکدیگر تبدیل میشوند : آب به هوا تبدیل میشود ، هوا به آب تبدیل میشود ، حتی معتقد بودند خود هوا تبدیل به ابر میشود ، لازم نیست ماده بخاری در کار باشد ، و همواره سخن از تغییر و تبدل بوده است . ما در کلمات قدما پیدا نکردیم که بگویند مجموع جرمهای عالم یعنی چیزهایی که دارای وزن هستند و [ به تعبیر دیگر ] مجموع وزنهای عالم کم و زیاد میشود . تازگی نظریه لاوازیه در کجاست ؟ ثانیا آنهایی که تبدیل مادهها به یکدیگر را به هر چیز [ تعمیم نمیدادند ] ، یک