توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
اشیاء داریم . یکی دو مطلب بود که اشاره کردیم ، گفتیم که درباره خلقت یا حدوث اشیاء ، یک وقت کسی دنبال این است که بگوید روز اولی که یکمرتبه در یک لحظه تمام عالم از کتم عدم به وجود آمد ، کی بود ؟ آیا چنین لحظهای وجود داشته ؟ یا وجود نداشته است ، هر چه که جلو برویم ، مخلوقات و موجودات بودهاند ؟ عرض کردیم که ما به دلایلی که در هفته پیش گفتیم دنبال این مطلب نیستیم ، حالا لازم نیست دلایل آن را بحث کنیم . ما اگر راجع به حدوث و خلقت اشیاء بحث میکنیم ، نه اینکه میخواهیم بگوییم که آیا علم امروز ، فلسفه امروز ثابت کرده است که بالاخره این زمان - که در گذشته بوده است ، یک وقتی بوده که هیچ چیز نبوده است ، یکمرتبه اشیاء به وجود آمدهاند - [ کی بوده است ؟ ] نه ، بحث ما درباره همین جریان موجود عالم است که ما اشیائی را به چشم ظاهر میبینیم ، اشیائی معدوم و اشیائی موجود میشوند ، آیا با نظر دقیق علمی واقعا چنین چیزی است ؟ واقعا موجودهایی معدوم و معدومهایی موجود میشوند و واقعا الان خلقت و حدوثی در عالم رخ میدهد ؟ یک گیاه که بوجود میآید ، واقعا چیزی خلق شده است ؟ یا اینکه نه ، هیچ چیزی در عالم خلق نمیشود و هیچ چیزی در عالم حادث نمیشود ، هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی هم موجود نمیشود ؟ پس بحث ما در این جهت است . یک مطلب دیگر هم عرض کردیم که آن هم فعلا مطمح نظر ما نیست و آن این است که از نظر حکمای الهی در موضوع خداشناسی هیچ لزومی ندارد که این عالم ما لحظه اولی داشته باشد ، اگر هیچ لحظه اول هم نداشته باشد ، با خدایی خدا جور درمیآید ، بلکه لازمه خدایی خدا این است که عالم اول نداشته باشد ، اصلا لازمه اینکه خدایی باشد ، این است که مخلوقاتش هم اول نداشته باشند . به عقیده آنها اگر مخلوقات از نظر زمانی محدود باشند ، با خدایی او منافات دارد . همینطور آنها یک حرف دیگر هم دارند ، میگویند برای اینکه ما خدا را خالق و آفریننده عالم بدانیم . حتی لزومی ندارد حدوث زمانی را به همین معنا اثبات کنیم که بگوییم اشیائی در همین جریان موجود ، معدوم بودند موجود شدند ، موجود بودند معدوم شدند . حرفی دارند که اسم آن را " حدوث ذاتی " میگذارند ، میگویند حدوث ذاتی اشیاء کافی است برای اینکه آنها مخلوق حق باشند . این مسأله هم فعلا برای ما مطرح نیست و از نظر شخص من این حرف حرف درستی هم هست ، یعنی اگر هیچ حدوث زمانی در