توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
تفکرهای قیاسی و یا تجربیات و استقراءهای بشر است ؟ یا عامل دیگری هم
در پیدایش معلومات دخالت داشته است که احیانا هر وقت انسان از راه
تجارب و قیاسات عاجز میمانده است ، نمیتوانسته است به مقصود برسد و
راه بر او بسته بوده است ، یک عشقی ، یک شوقی ، یک طلب فوقالعادهای
هم داشته است ، یک وقت فکری به صورت یک برق در ذهنش جهیده بدون
اینکه آن برقی که در ذهنش جهیده مسبوق به تجارب باشد و بدون اینکه آن
طور قیاس منطقی ارسطویی تشکیل داده باشد . آیا چنین چیزی وجود دارد یا
وجود ندارد ؟ اگر چنین چیزی در دنیا وجود داشته باشد پس باید قبول کنیم
عامل دیگری هم - که نام آن عامل را " الهام " میخواهید بگذارید ، "
حدس " میخواهید بگذارید . " اشراق " میخواهید بگذارید ، هرچه
میخواهید بگذارید دخالت داشته است ، عاملی که به آن عاملها شباهت هم
ندارد ، یعنی معلول حوادث گذشته نیست ، نتیجه مستقیم جریان قبلی نیست
، بلکه فقط ذهن انسان آمادگیای پیدا کرده است برای اینکه القاء و الهامی
به نفس او بشود ، دیگر غیر از آن چیزی نیست .
این اصل فرضیه و مدعاست . آیا چنین چیزی وجود دارد یا ندارد ؟ قهرا
این را از خود علما باید پرسید ، از کسانی که کارشان همیشه پژوهشهای علمی
بوده است . این از مطالبی است که علمای قدیم قبول داشتهاند و مورد قبول
علمای جدید هم - که کم و بیش دیدهایم و مطالعه کردهایم - هست . اما از
علمای قدیم ، حالا ما نمیخواهیم شاهد بیاوریم ولی در کلمات آنها این
مطلب زیاد است . بوعلی سینا در کلمات خودش زیاد این حرف را دارد ،
در شفا ، اشارات ، دانشنامه علایی دارد و حتی او در تفسیر این آیه قرآن :
" « الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح المصباح فی
زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجره مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا
غربیة یکاد زیتها یضییء و لو لم تمسسه نار ». . " . [١] این قسمت
اخیر : " « یکاد زیتها یضیی و لو لم تمسسه نار »" را حمل به این موضوع
میکند . این آیه از آیات خیلی مشکل قرآن است . قدر مسلم هم این است که
این آیه همین موضوع هدایت را بیان میکند . از قدیم مفسرین راجع به این
تمثیل قرآنی که راجع به چیست ، بیاناتی کردهاند و عده زیادی این تمثیل
را برای نفس انسانی از نظر استعداد هدایتگیری دانستهاند . روغن باید
خوب روشن بشود ،
[١] نور / . ٣٥