توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
مخلوقات طبیعت این مثالها آن جورها تطبیق نمیکند و نباید هم تطبیق کند . مثلا به یک صندلی مثال میزنند : مادهای باید باشد که با آن ماده این صندلی را بسازند ، مثلا چوب یا آهن . باید به این ماده شکل خاصی بدهند تا صندلی بشود ، اگر شکل دیگری به آن بدهند مثلا " در " یا نردبان میشود . آن چوب را میگویند علت مادی ، این شکل را میگویند علت صوری . فاعلی ، نیرویی باید باشد که این تغییرات را در آن بدهد و آن را به این شکل دربیاورد ، این را میگویند علت فاعلی . این فاعل از ساختن آن هدفی را در نظر دارد ، صندلی را میسازد برای اینکه رویش بنشینند ، این را میگویند علت غایی . آیا در طبیعت ، همه این علتهای چهارگانه وجود دارد یا نه ؟ آن که اصلا مورد تردید نیست علت فاعلی است ، یعنی هیچ مکتب و فلسفهای لزوم علت فاعلی را برای پیدایش اشیاء انکار نمیکند ، یک نیرویی لازم است که تأثیر کرده باشد تا این تحولات و تغییرات را در اشیاء پدید آورد . چیزی که بیشتر از هر چیز دیگر مورد تردید و ایراد و مورد اختلاف نظر مادیون و الهیون است اصل علت غایی است . مادیون میگویند اساسا اصل علت غایی در کار عالم دخالت ندارد ، اصل علت غایی مربوط به کارهای انسان ( یا حیوانات ) است و بس ، آنهم نه همه کارهای انسان [ بلکه ] قسمتی از کارهای انسان ، و تعمیم دادن آن به همه عالم کار نادرستی است . الهیون معتقد هستند که اصل علت غایی در تمام کارهای عالم حتی کارهای طبیعت بیجان دخالت دارد . ولی اصل علت غایی به مفهومی که حکمای الهی میگویند ، غیر از مفهوم عرفی و سادهای است که دیگران میگویند . دیگران خدا را مثل یک انسان حساب میکنند ، [ میگویند ] بله ، خدا وقتی میخواهد این درخت را بسازد ، یک مادهای میآورد ، به او یک صورتی میدهد و از این کار هم یک هدفی دارد ، همانطوری که یک انسان از کار خودش هدف دارد . هدف در کجاست ؟ هدف در علم خدا موجود است ، همانطوری که هدف در مغز آن نجار موجود بود . اما مفهوم دقیقترش چیز دیگری است که امروز من مختصری توضیح میدهم که این مطلب معلوم باشد .
مناط وجود علت غایی
توضیح بیشترش این است : اگر در پیدایش یک چیزی ، موجبات قبلی صد درصد