توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١
حساب اگر همه اجزای عالم را فقط یک ماشینهایی هم بدانیم ، برای این دلیل کافی است ، عالم ماشین هم باشد ، کافی است که وجود خدا را ثابت کند . ولی اصل هدایت یک امر علیحدهای است ، زائد بر این ، چیز دیگری است که مربوط به ساختمان اشیاء نیست ، مربوط به کار اشیاء است . این ( اصل ) اگر بخواهد دلیل مستقل باشد ، ریشه مطلب اینجاست : اگر کاری که اشیاء میکنند کاری باشد که لازمه قهری و جبری ساختمان آنهاست ، این دیگر دلیل علیحدهای نیست و همان [ اصل نظم ] است . ماشین وقتی که منظم شد ، لازمه این ماشین آن کار بخصوص است ، مثل یک ساعت که هر چه هست در ساختمان آن است و وقتی که ساخته شد ، این کار منظمی که میکند دیگر یک چیز علیحدهای نیست که بگوییم ببینید کار این ساعت چه جور منظم است ، این دارد در کار خودش هدایت میشود ، این دیگر هدایت نمیخواهد ، همان ساختمانش کافی است برای این کاری که انجام میدهد . اما اگر مطالعات علمی درباره ذی حیاتها - که آن جلسه راجع به غیر ذی حیاتها هم بحث کردیم و عرض کردیم در ذی حیاتها مشخصتر است نشان داد که ساختمان بسیار دقیق و منظم این موجودات البته دخیل است در کار اینها ولی در عین حال آن کاری که اینها انجام میدهند ، یک نیروی مجهولی در رهبری آنها دخالت دارد ، ساختمان ماشینی اشیاء برای این طرز کاری که انجام میدهند کافی نیست ، اگر این ثابت شد ، اصل هدایت به عنوان یک دلیل مستقل بر خداشناسی ثابت میشود و همانطوری که عرض کردیم ظاهر آیات قرآن هم همین است که [ نظم و هدایت ] دو مطلب است : " « ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه »" یک مطلب است ، " « ثم هدی »" مطلب دیگری است . ما از کجا بفهمیم ؟ میگویید طرز کار . چه قرائنی در طرز کار اشیاء میتواند وجود داشته باشد که حکایت کند ساختمان ماشینی اگر فرضا اینها یک ماشین میبودند برای این کار کافی نیست ؟ این را باید یک توضیح مختصری بدهیم .
علت غایی از نظر مادیون و الهیون
معروف است که میگویند " علتهای چهارگانه " : علت مادی ، علت صوری ، علت فاعلی ، علت غایی . شاید هم در ابتدا که این نظریه اظهار شده است ، خیلی دقیق نبوده ولی چون معمولا وقتی مثال ذکر میکنند به مصنوعات بشر مثال میزنند ، مسلم در