توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
خانگی در یک محیطی قرار بگیرد که خروس در آنجا نباشد که از این مرغ
دفاع کند و این مرغ مجبور باشد که همیشه خودش از خودش دفاع کند ، مجبور
باشد همیشه بجنگد یعنی همان وظیفهای را که خروس برای او انجام میدهد ،
کارهای یک خروس را انجام بدهد ، میبینید تدریجا این مرغ سیخک [١]
پشت پایش رشد میکند ، قوت میگیرد ، یعنی بدن این موجود کمکم این عضو
را خودش برای خودش میسازد . خوب ، این یک کاری است که دارد انجام
میدهد ، منتها کاری است که مربوط به ساختمان داخلی خودش است . میگوییم
آیا این نوع کار کردن لازمه همین ساختمان فعلی است که این ساختمان فعلی
به طور جبر و قهرا این کار را میکند ، آنهم متناسب با همین هدف ؟ یا
اینکه به یکنحو مرموزی یک تدبیری ( این کار را انجام میدهد ؟ ) . البته
به عقیده حکمای قدیم این تدبیر از ناحیه نفس حیوان است و به عقیده ما
حرف درستی هم هست . آن ملک مدبر به اصطلاح قرآن ، همان نفس این حیوان
است که در یک نوع شعور لاارادی ، این کار هدفی را انجام میدهد .
اصل " ترمیم ساختمان "
حالا چرا مثال به مرغ بزنیم ، امروز گویا خیلی بیش از این حرفها کشف شده است ، میگویند در بدن انسان هر ماده از مواد اگر کسری پیدا کند البته حدود دارد در بدن این خاصیت هست که شروع میکند آن را ترمیم کردن ، خیلی واضح است . وقتی جراحتی بر پوست یا سایر قسمتهای بدن وارد میشود ، بدن خودش شروع میکند به ساختن آیا این ساختن ، این نوع کار کردن ، با این که بدن فقط حکم یک ماشین مکملی را داشته باشد و واقعا مثل یک ماشین باشد ، فقط یک اعضای لاشعوری مرتب و منظم شده باشند ، جور درمیآید ؟ یا مثلا خون انسان وقتی از مقدار لازم کسر[١] مرغ یک ناخنکی در پشت پا دارد - غیر از پنجههای پایش - که در خروس خیلی قوی است و به آن سیخک میگویند ، مثل مهمیزی است که افسرها دارند و به شکم اسب میزنند . این یک مهمیزی است که خروس دارد ، در خروس خیلی درشت و تیز و یک چنگال قوی است . هر کس خروس بازی کرده باشد یا جنگیدن خروسها را دیده باشد میداند خروسها وقتی با همدیگر میجنگند غیر از اینکه با نوکشان به یکدیگر حمله میکنند چنان خودشان را به یکدیگر میزنند که این یکی پشت پایش را احیانا میکشاند به آن یکی ، یعنی با این حربهای که اینجا دارد میخواهد دیگری را مجروح کند . بعنوان یک حربه است .