توحید - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
نمیتابیده است و اینجا آفتاب گرم روی پوستش میتابد و آفتاب که روی پوست یک حیوان بتابد ، خواهناخواه یک تأثیر و فعل و انفعال فیزیکی یا شیمیایی روی آن میگذارد ، تا این اندازه عادی است : تغییراتی که در بدن موجود زنده ، ناشی از تأثیرات محیط یا به این شکل که عرض کردم پیدا میشود یا نه ، عکسالعملهای عادیای است که این موجود به تبع محیط ایجاد میکند . به قول لامارک فرض کنید او در جایی بوده که احتیاج نداشته گردنش را خیلی بکشد برای اینکه از زمین یا از درخت چیزی بردارد ، ولی اینجا محیط او را مجبور میکند که مثلا برای اینکه برگ درخت را بچیند گردنش را بکشد . فرض هم بکنیم که این سبب شود گردنش دراز بشود . ما به اینها کار نداریم . این هم باز یک عکسالعمل ارادی است که این موجود زنده در مقابل محیط خودش ایجاد میکند . اینها تغییرات ناشی از عکسالعملهای ارادی موجود زنده است که البته پیدا میشود اینها هم باز عادی است یعنی بعد از اینکه این موجود زنده دارای هوش و اراده است ، دیگر عادی است ، آنچه غیر عادی است همان خود ارادهاش هست که ما در خود ارادهاش فعلا بحث نداریم . ولی مطالعات علمی از قدیمالایام و امروز خیلی دقیقتر نشان داده است اینکه میگویم " از قدیمالایام " چون در کلمات علما و حکمای پیشین مثل بوعلی هم این قضیه هست ولی امروز دیگر این قضیه محققتر و مسلمتر است که یک تغییرات خود به خودی هم ( یعنی نه ناشی از تأثیر مستقیم محیط ، نه ناشی از اراده این حیوان ) در درون این شیء به وجود میآید ، تغییرات متناسب با محیط ، یعنی تغییرات هدفدار ، یعنی این موجود مثلا اگر یک اسب سردسیری است ، در گرمسیری که قرار گرفت خود طبیعت کمکم خودش را عوض میکند به طوری که بتواند در این محیط زندگی کند و با این محیط منطبق شود . ممکن است مثلا حتی پشمهایش عوض شود ، باید یک نوع پشمی باشد که مثلا در مقابل تابش آفتاب بهتر بتواند مقاومت کند ، رنگش ممکن است از داخل خودش عوض شود ( رنگ ممکن است ناشی از تابش مستقیم آفتاب باشد ) . در اعضا و جوارحش تغییراتی پیدا میشود .
مثال بوعلی
بوعلی یک حرفی میزند ، حرف خیلی عجیبی هم هست ، میگوید اگر یک مرغ