بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
و در سوره معارج میفرماید :
" « و الدین فی أموالهم حق معلوم ٠ للسائل و المحروم »" [١]
از برای سؤال کنندگان و محرومان بهرهای معین در اموال مؤمنین هست .
ضعیفان و عاجزان و بینوایان که قادر به کار و کسب نیستند . و یا کسب
و کارشان وافی نیست ، مکلف به کار و زحمت نیستند ، یا بیش از آن
اندازه که کار میکنند و توانایی دارند مکلف نیستند ، پس تکلیف از آنها
ساقط است . از طرف دیگر ، درست است که آنها تولید کننده نیستند و
وظیفه کار و عمران را نمیتوانند انجام دهند اما نمیتوان آنها را محروم
کرد ، زیرا به حکم اصل اولی و به حکم رابطه غائی که بین آنها و مواد این
عالم است این سفره که پهن شد برای آنها هم پهن شده . " « و اعرض وضعها
لعنام »" [٢] یعنی خداوند این زمین را برای همه ( نه برای بعضی )
قرار داده . اینها اگر قادر بودند و وظیفه خود را انجام نمیدادند
جریمهشان این بود که از این سفره محروم باشند ، ولی حالا که قادر نیستند ،
حق اولی آنها سر جای خود باقی است . واقعا ضعفا و فقرا و بینوایان در
اموال اغنیا ذی حقاند .
یک تفاوت اساسی
فرق بین فلسفه اجتماعی و مبانی حقوقی اسلامی که بر اصل علت غائی مبتنی است با مبانی حقوقی مادی ، یکی در همین جاست . مطابق مبانی حقوقی الهی اسلامی واقعا بینوایان[١] معارج ، ٢٤ - . ٢٥ [٢] الرحمن ، . ١٠