بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧
شیخ مفید درباره آن حضرت میگوید : او عابدترین و فقیه ترین و بخشنده
ترین و بزرگ منش ترین مردم زمان خود بود ، زیاد تضرع و ابتهال به درگاه
خداوند متعال داشت . این جمله را زیاد تکرار میکرد : " « اللهمإنی
أسالک الراحة عند الموت ، و العفو عند الحساب » " [١] بسیار به
سراغ فقرا میرفت ، شبها در ظرفی پول و آرد و خرما میریخت و به وسایلی
به فقرای مدینه میرساند در حالی که آنها نمیدانستند از ناحیه چه کسی است
، هیچ کس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن میخواند ، قرآن
خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل میداد ، شنوندگان از شنیدن قرآنش
میگریستند ، مردم مدینه به او لقب " زین المجتهدین " داده بودند .
هارون در سال ١٧٩ به قصد حج از بغداد خارج شد . ابتدا به مدینه رفت .
در همانجا دستور جلب امام را صادر کرد . مردم مدینه زیاد متأثر شدند و
مدینه یک پارچه غلغله شد . هارون دستور داد شبانه امام را در یک محمل
سرپوشیده به بصره روانه کردند و به پسر عمش عیسی بن جعفر عباسی که حاکم
بصره بود تحویل دادند و در آنجا آن حضرت را زندانی کردند و روز بعد برای
غلط اندازی و اشتباهکاری بر مردم ، دستور داد محمل دیگری سرپوشیده به
طرف کوفه حرکت دهند تا مردم گمان کنند آن حضرت را به کوفه بردهاند ،
از طرفی امیدوار و مطمئن گردند که چون به کوفه فرستاده میشود و آنجا مرکز
دوستان و شیعیان آن حضرت است ، خطری متوجه آن حضرت نخواهد شد و از
طرف دیگر اگر عدهای قصد داشته باشند مانع حرکت موسی بن جعفر ( ع )
گردند و آن حضرت را از بین راه برگردانند ،
[١] ارشاد ، ص . ٢٩٦