بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
و لیاقتها باشد . مقتضای عدالت این است که دانشجویانی که در یک امتحان شرکت میکنند به هر کدام همان نمرهای داده شود که مستحق آن نمره است ، مقتضای عدالت این نیست که به همه مساوی نمره داده شود و گفته شود باید به همه یک جور نمره داده شود و الا تبعیض میشود و تبعیض ظلم است ، بر عکس ، اگر به همه مساوی نمره داده شود حق ذی حق پامال شده و این ظلم است . مقتضای عدالت این است که در مسابقات قهرمانی استعداد و لیاقت و هنرنمایی ملاک تقدم و تأخر قرار گیرد ، مقتضای عدالت این نیست که هنرمند و بی هنر را به یک چشم ببینند و فرقی بین با استعداد و بی استعداد نگذارند . این جور مساواتها عین ظلم و بی عدالتی است ، و آن جور تفاوتها که بر مبنای لیاقت و استعداد یا فعالیت و کار است عین عدالت و دادگستری است . مقتضای عدالت مساوات است در شرایط حقوقی مساوی نه در شرایط نامساوی ، یعنی نباید میان شرکت کنندگان در یک مسابقه علمی یا در یک مسابقه قهرمانی در غیر آنچه مربوط به استعداد و هنر و لیاقت است فرق گذاشته شود ، مثلا یکی سفید است و یکی سیاه ، یکی اشراف زاده است و یکی فرضا فرزند یک فقیر ، یکی توصیه و پارتی دارد و یکی ندارد . یکی با معلم یا داور قرابت و قوم و خویشی دارد و یکی ندارد . آنچه نباید ملاک قرار گیرد این امور است که مربوط به لیاقت و استعداد یا فعالیت و مجاهدت افراد نیست . اگر استعدادها و لیاقتها را نادیده بگیریم و به همه نمره و امتیازی مساوی بدهیم ظلم کردهایم ، و اگر هم امتیاز و تفاوت قائل بشویم اما ملاک امتیاز و تفاوت را اموری از این قبیل قرار دهیم باز هم ظلم کردهایم . این است فرق بین تفاوتهای بجا و بیجا و فرق بین تبعیضهای