بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩
یکدیگر حداکثر این است که همگی دارای یک خاصیت عمومی میشوند که خارج از خاصیت هر یک نیست ، و به اصطلاح یک کیفیت متوسط پیدا میشود . همان طوری که دانشمندان و بالاخص دانشمندان جدید تحقیق کردهاند ، حیات باخواص عجیب خود هیچ گونه شباهتی با خواص ماده ندارد . یکی از دانشمندان جدید میگوید : " ماده جز بر طبق قوانین و نظامات خود عملی انجام نمی دهد . ماده از خود قوه ابتکار ندارد ، ولی حیات دارای قوه ابتکار است و هر لحظه نقشهای تازه و موجودات بدیع به عرصه ظهور میآورد " . حیات و زندگی حاکم و قاهر بر ماده است نه تابع و محکوم خاصیت ماده . باز به قول همان دانشمند : " حیات و زندگی در اشکال متعدد خود ، در شکل موجود یک سلولی و تا ماهیها و حشرات و پستانداران و مرغان هوا و انسان ، در هر شکل و هیأتی باشد بر عناصر طبیعت چیره میشود و آنها را وادار میکند از ترکیبات اصلی خود خارج شوند و به وضع و ترکیب جدیدی در آیند " . امروز دانشمندان عموما گواهی میدهند براینکه جوهر حیات اگر از لحاظ قالب و حد ، تابع ظرف ماده است ، از بسیاری از جهات قاهر و غالب و حاکم بر ماده است ، این طور نیست که صد در صد تابع ماده باشد و خاصیتی از خاصیتهای او به شمار رود . حیات و زندگی از خود تجلیاتی دارد که ماده بکلی فاقد آنهاست . همینکه زندگی پیدا شد انواع جنبشها و حرکتها پیدا میشود که در سابق نبود ، طراحی و نقشه کسی پیدا میشود ، مهندسی پیدا میشود ، زیبایی پیدا میشود ، شعور و ادراک پیدا میشود ، شوق و ذوق و عشق