بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥
کنند قوانین اسلام تابع قاعده و قانون و صلاح و فساد و حسن و قبحی نیست ، گفتند بنای شرع بر جمع متفرقات و تفرقه مجتمعات است ، لهذا این همه تناقض در دستورهای دین وجود دارد ، در بسیاری موارد دیده میشود شارع اسلام یکجور حکم داده و حال آنکه مثل هم نیستند ، و در بسیاری موارد دیده میشود برعکس ، دو چیز که کمال مشابهت دارند و باید یک جور حکم داشته باشند ، دو جور حکم دارند . گفتند چرا اسلام بین زن و مرد فرق گذاشته و برای مردان تا چهار زن را تجویز کرده و برای زنان بیش از یک شوهر اجازه نداده ؟ چرا درباره دزد گفته دست او را که آلت جرم است ببرند ، اما برای دروغگو نگفته که زبانش را که آلت جرم است ببرند ؟ همچنین زناکار و . . . شرمآور است انسان در تاریخ بخواند عدهای پیدا شدند که خود را تابع قرآن میدانستند و قرآن این همه درباره عدل الهی ، هم در نظام تکوین و هم در نظام تشریع ، سخن گفته و اما این دسته در نفی حکمت و بی عدالتی نظام آفرینش و در بی حکمتی دستورهای اسلام ، داد سخن دادهاند .
پیروزی منکران عدل
از آن شرمآورتر اینکه پس از یک قرن زد و خورد و مباحثه و مجادله و فتنهها و خونریزیها عاقبت پیش بردند و فائق آمدند ، سیاست وقت آنها را جلو انداخت . این کار به دست متوکل عباسی صورت گرفت . متوکل این فکر را حمایت کرد ، یا از آن نظر که موافق میل و سیاستش بود یا از