بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥
مطالعه سطحی عوالم وجود که مقرون به تحقیق و مطالعه دقیق علمی نباشد که علمای هر فن ، علمای هیأت و ستاره شناسی ، علمای زمین شناسی ، علمای زیست شناسی ، علمای معرفة النفس ، متخصصین مطالعه کائنات جو به دست آوردهاند ، مطالعه سطحی که مقرون به تحقیق و دقت نباشد مثل مطالعه کردن پشت جلد کتاب است ، کافی نیست . انسان چیز درستی نمی فهمد ، بر خلاف مطالعات علمی و تحقیقی . اساسا تفکر ، تجزیه و تحلیل معلوماتی است که انسان در ذهن خود اندوخته است . تفکر سیر در فراوردههایی است که برای ذهن ابتدا پیدا میشود ، مانند عمل شناوری است که انسان در آب از این طرف به آن طرف میکند . پس باید معلوماتی باشد تا انسان قادر به تفکر شود ، باید آبی باشد که انسان بتواند در آن شناوری کند . آن کس که یک بوته گل را کاملا میشناسد ، از وضع ریشه و ساق و برگ گل و از کیفیت تغذی و تنفس و رشد و نمو و تولید مثل او مطلع است ، میتواند در آن بیندیشد و به قدرت و علم و حکمت و تدبیر و تقدیری که در آن گل به کار رفته پی ببرد ، اما آن کس که از گل فقط حجمی و شکلی میبیند ، از راز درون آن آگاه نیست و قادر به تفکر در این گل از لحاظ ارتباطش با تقدیر و تدبیری که بر جهان حکمفرماست ، نمی باشد . مایه تفکر ، علم است . میگویند امر به شیء ، امر به مقدمه آن هست . چون تفکر بدون علم و معلومات میسر نیست پس امر به تفکر ، امر به سرمایه تفکر یعنی کسب معلومات صحیح درباره مخلوقات هم هست . منظور این است که قرآن کریم نه تنها مردم را به تفکر تشویق کرده ، بلکه موضوعات تفکر را در این آیه و آیات زیاد دیگر معین کرده .