بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
این سؤال و جواب و تحلیلی که در جواب فرمود معلوم شد که به جنبه
اجتماعی مطلب توجه داشته . این است که از یک طرف از سخنان علی ( ع )
و از طرف دیگر از عمل او مخصوصا از طرز عملی که در دوره زعامت و حکومت
خود انجام داد معلوم میشود که عدالت به صورت یک فلسفه اجتماعی اسلامی
مورد توجه مولای متقیان بوده و آن را ناموس بزرگ اسلامی تلقی میکرده و از
هر چیزی بالاتر میدانسته ، سیاستش بر مبنای این اصل تأسیس شده بود ،
ممکن نبود به خاطر هیچ منظوری و هدفی کوچکترین انحراف و انعطافی از آن
پیدا کند ، و همین امر یگانه چیزی - بلی یگانه چیزی - بود که مشکلاتی زیاد
برایش ایجاد کرد ، و ضمنا همین مطلب یک مفتاح و کلیدی است برای یک
نفر مورخ و محقق که بخواهد حوادث خلافت علی را تحلیل کند . علی ( ع )
فوق العاده در این امر تصلب و تعصب و انعطاف ناپذیری به خرج میداد .
درباره تصلب علی ( ع ) در امر عدالت ، که از نظر و تعبیری باید گفت
عدالت و از نظر و تعبیری باید گفت حقوق بشر ، همین بس که فلسفه
پذیرفتن خلافت را بعد از عثمان ، به هم خوردن عدالت اجتماعی و منقسم شدن
مردم به دو طبقه سیر سیر و گرسنه گرسنه ذکر میکند و میفرماید : " « لولا
حضور الحاضر ، و قیام الحجة بوجود الناصر ، و ما أخذ الله علی العلماء أن
لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم ، لالقیت حبلها علی غاربها ، و
لسقیت آخرها بکأس أولها » " [١] .
اگر نبود که عدهای به عنوان یار و یاور به در خانهام آمدند و بر من
اتمام حجت شد ، دیگر اینکه خداوند از دانایان و
[١] نهج البلاغة ، خطبه [٣]