بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
متکفل روزی خداست [١] ، او هم روزی آفرین است و هم روزی رسان ، هیچ
جنبدهای نیست مگر آنکه خداوند رزق و روزی او را به عهده گرفته است ، و
از طرفی رزق و روزی که خداوند آن را به عهده گرفته و ضمانت کرده عبارت
است از سهم و نصیبی که به مخلوقی باید برسد تا بتواند به بقای خود و
وجود خود ادامه دهد ، حقوق مردم هم اعم از هر نوع حقوقی بالاخره مربوط
است به همین سهمها و نصیبهایی که باید ببرند ، پس لزومی ندارد که ما
درباره مسائلی که مربوط به ارزاق و سهمیهها و نصیبهای مردم است و مربوط
به خداست فکر کنیم و تکلیف معین کنیم ، بلکه حق نداریم در این باره فکر
کنیم ، این یک نوع دخالت کردن در کار خداوند و منافی با اصل توحید است
، کار خدا را باید به خدا واگذار کرد ، کار ما توکل و اعتماد به رزاقیت
خداوند ، و کار خدا روزی آفرینی و روزی رسانی است .
در جواب این شبهه عرض میکنیم که ما اگر خدا را بشناسیم آن طور که
شایسته قدوسیت و کبریایی اوست و به اسماء حسنی و صفات علیای او آن
اندازه که در توانائی ماست پی ببریم و او را طوری وصف نکنیم که مخلوقی
و عاجزی مثل خودمان را وصف میکنیم ، آن وقت میفهمیم که رزاقیت او و
تکفل او روزی بندگان را ، منافات ندارد با اینکه ما مکلف باشیم درباره
حقوق و تکالیف خودمان و درباره عدالت و اینکه مقتضای عدالت چیست فکر
کنیم ، منافات ندارد که در این باره وظایفی داشته باشیم ، بر ما واجب
باشد که برای احقاق حقوق کوشش کنیم و اولین درجه کوشش همین
[١] " هو الرزاق ذو القوه المتین »" ( ذاریات ، ٥٨ ) . ( " و ما من دابة فی اعرضإلا علی الله رزقها »" ( هود ، ٦ ) .