بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
بر آدمی وارد میآید مثل فشار حسد ، فشار کینه ، فشار انتقامجویی ، فشار حرص و آز و طمع . اگر عدالت اجتماعی برقرار شود ، از لحاظ عوامل خارجی تأمین پدید میآید ، زیرا در آن صورت کسی نمیتواند به حق دیگری تجاوز کند ، از این جهت کسی نمیتوا ند روح او را در تنگی و فشار قرار دهد . و اما اگر عدالت برقرار نشد و میدان ، میدان زور و ظلم و غارت و چپاول شد ، آنها که تحت فشار عوامل روحی حرص و طمع هستند مطامعشان بیشتر تحریک میشود و بیشتر تحت فشار قوی این عاملها قرار میگیرند و رنج میبرند ، پس کسی که محیط عدالت ، بر او فشار آورد ، محیط ظلم بیشتر او را میفشارد . ابن ابی الحدید میگوید بعد از قتل عثمان مردم در مسجد جمع شده بودند که ببینند کار خلافت به کجا میکشد ، و چون غیر از علی ( ع ) کسی دیگر نبود که مردم به او توجهی داشته باشند و از طرفی هم عدهای بودند که رسما خطابه میخواندند و سخنرانی میکردند و در اطراف شخصیت علی ( ع ) و سوابق او در اسلام صحبت میکردند ، مردم هجوم آوردند و با علی ( ع ) بیعت کردند . آن سخنان را که فرمود مرا رها کنید و دیگری را بگیرید ، زیرا اوضاع آینده چنین و چنان است و بعلاوه من کسی نیستم که از آنچه خود میدانم کوچکترین انحرافی پیدا کنم ، در همین وقت بود که آمده بودند بیعت کنند و به عنوان اتمام حجت در اول کار خود ، آن سخنان را ایراد کرد .
اخطار مهم
میگوید : در روز دوم رسما در مسجد بالای منبر رفت و به آنچه روز گذشته با اشاره گفته بود تصریح کرد و فرمود : خداوند