بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
فرهنگ شدند . علوم اسلامی در حال تدوین بود . در این زمان ، یعنی در زمان امام صادق ( ع ) ، از یک طرف زد و خورد امویها و عباسیها فترتی به وجود آورد و مانع بیان حقایق را تا حدی از بین برد ، و از طرف دیگر در میان مسلمانان یک شور و هیجان برای فهمیدن و تحقیق پیدا شد . لازم بود شخصی مثل امام صادق ( ع ) این جبهه را رهبری کند و بساط تعلیم و ارشاد خود را بگستراند و به حل معضلات علمی در معارف و احکام و اخلاق بپردازد . در زمانهای قبل همچو زمینهها نبود ، همچو استعداد و قابلیت و شور و هیجانی در مردم نبود . در تاریخ زندگی امام صادق ( ع ) یک جا میبینیم زنادقه و دهریینی از قبیل ابن ابی العوجاء و ابوشاکر دیصانی و حتی ابن مقفع میآیند و با آن حضرت محاجه میکنند و جوابهای کافی میگیرند . احتجاجات بسیار مفصل و طولانی از آن حضرت در این زمینهها باقی است که به راستی اعجاب آور است . توحید مفضل که رسالهای است طولانی در این زمینه ، در اثر یک مباحثه بین مفضل از اصحاب آن حضرت و یک نفر دهری مسلک و رجوع کردن مفضل به امام صادق ( ع ) پدید آمد . در جای دیگر میبینیم که اکابر معتزله از قبیل عمرو بن عبید و واصل بن عطا که مردمان مفکری بودند میآمدند و در مسائل الهی یا مسائل اجتماعی سؤال و جواب میکردند و میرفتند . در جای دیگر ، فقهای بزرگ آن عصر را میبینیم که یا شاگردان آن حضرتاند و یا بعضی از آنها میآمدند و از آن حضرت سؤالاتی میکردند . ابوحنیفه و مالک معاصر امام صادقاند و هر دو از محضر امام ( ع ) استفاده کردهاند . شافعی و احمد بن حنبل شاگردان شاگردان آن حضرتاند . مالک در مدینه بود و مکرر به حضور امام ( ع )