بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
محل ثابت و مقام معلومی دارند ، تغییر محل و مقام و پست و شغل نمیدهند . اما افراد اجتماع این طور نیستند . مثلا هر کدام از چشم و گوش و دست و پا یک عضوند و یک مقام ثابت دارند و یک وظیفه دارند . چشم همیشه چشم است و گوش همیشه گوش . کار چشم همیشه دیدن است و کار گوش همیشه شنیدن . همچنین دست همیشه دست است و پا ، پا . امکان ندارد که مثلا گوش بتواند در اثر ابراز لیاقت پست چشم را اشغال کند و چشم به واسطه کوتاهی در انجام وظیفه تنزل مقام پیدا کند و در جای گوش قرار گیرد ، یا دست ، پا بشود و پا ، دست . همچنین سایر اعضا و جوارح از قلب و مغز و ریه و کبد و کلیه و معده و روده ، هر کدام مقامی ثابت و غیر قابل تغییر دارند و هر کدام فقط برای یک وظیفه ساخته شدهاند نه بیشتر ، و جز آن یک وظیفه وظیفه دیگر از آنها ساخته نیست . اعضای پیکر اجتماع چطور ؟ آیا افراد هم مثل اعضا و جوارحاند ؟ هر فردی و هر دستهای فقط و فقط یک مقام ثابت دارند در اجتماع ؟ فقط برای یک کار ساخته شدهاند و بیش از یک کار و یک وظیفه از آنها ساخته نیست ؟ و همان طوری که وظیفه چشم و وظیفه گوش و وظیفه دست و پا و قلب و مغز و ریه و کلیه و کبد معلوم و مشخص است ، وظایف افراد و اصناف هم مشخص است ؟ افراد هر صنفی باید به شغل معین مربوط به همان صنف بپردازند و نمیتوانند یا حق ندارند وارد صنف دیگر و شغل دیگر بشوند ؟ یا این طور نیست ؟ واضح است که این طور نیست ، زیرا اعضا و جوارح ، هیچ کدام از خود عقل و ارادهای و تشخیص و استقلال و اختیار و انتخاب و سلیقه مخصوصی ندارند ، مسخر آن روحی هستند که بر پیکر