بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
میگفتند " الحکم لله لا لک یا علی " .
یک وقت علی ( ع ) نماز به جماعت میخواند و مشغول قرائت بود . در
این حال ، یکی از اینها که در مسجد حضور داشت این آیه قرآن را خواند :
" « و لقد اوحی الیک وإلی الذین من قبلک لئن أشرکت لیحبطن عملک »"
[١] کنایه از اینکه تو کافر شدی و مشرک . علی ( ع ) به حکم اینکه وقتی
قرآن تلاوت میشود باید خاموش بود ، خاموش شد تا او آیه را تمام کرد ،
بعد مشغول شد . بار دوم آن شخص همان آیه را خواند . باز علی ( ع ) به
احترام آیه قرآن خاموش شد تا او تمام کرد ، آنگاه مشغول قرائت شد . بار
سوم باز آن شخص همان آیه را خواند . باز هم علی ( ع ) خاموش شد .
همینکه تمام کرد علی ( ع ) این آیه را از آخر سوره روم خواند : "
« فاصبرإن وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون »" [٢] دیگر آن مرد
تکرار نکرد .
اینها در اثر شدت عملی که به خرج میدادند وحشت عجیبی ایجاد کرده
بودند . جمله " لا حکمإلا لله " دلها را پر از وحشت میکرد . عبدالرحمن
بن ملجم به کوفه آمد و دو نفر دیگر هم از هم عقیدهها و هم مسلکان خود
پیدا کرد و شب موعود را در مسجد بسر بردند . آن وقتی که ضربت به فرق
مبارک علی ( ع ) وارد شد فریادی شنیده شد و برقی در آن تاریکی به چشمها
خورد : فریاد ، فریاد " لا حکمإلا لله " بود و برق ، برق شمشیر .
[١] زمر ، . ٦٥ [٢] روم ، . ٦٠