بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠
فهم خود آنها ، آنها را راهنمایی کرد . عین این عبارت در پاسخ پرسشهای سالمندان نیز هست . آنها را نیز نباید با خشونت و فضولی نکن ساکت کرد ، با این تفاوت که سالمند را میتوان راهنمایی کرد که از طرح بعضی پرسشها خودداری کند برخلاف کودک . سؤال ، از جهلی آمیخته به علم ، نادانی ای آمیخته به دانش پیدا میشود . یعنی یک مجهول در برابر بشر خودنمایی میکند ، از طرفی آن مجهول را نمی داند ، و از طرف دیگر میفهمد که مجهولی دارد ، یعنی به جهل خود پی برده است ، لهذا سؤال می کند . اگر آن مجهول برایش معلوم باشد سؤال نمی کند ، و اگر هم آن مجهول واقعا برایش مجهول باشد اما خودش التفات به جهل و بی خبری خود نداشته باشد ، باز در صدد جستجو و تحقیق بر نمی آید . پس انسان وقتی در صدد تحقیق و جستجو و پرسش بر میآید که نداند ، اما بداند که نمی داند . این است که دانشمندان گفتهاند بزرگترین امتیاز انسان نسبت به سایر جانداران آن است که جهل او جهل بسیط است ، یعنی به جهل خود میتواند علم و توجه داشته باشد و بداند که نمی داند ، و در نتیجه در صدد سؤال و جستجو و تحقیق برآید . برخلاف حیوانها که جهل آنها جهل مرکب است ، یعنی هر چه را نمی دانند ، نمی دانند که نمی دانند ، قهرا در صدد تحقیق بر نمی آیند و نمی توانند برآیند .
پرسش کلید دانش است
پرسش کلید دانش است . در کتب حدیث آمده که امام باقر ( ع ) فرمود : " « الا ان مفتاح العلم السؤال » " . ( کلید دانش ، پرسش است ) .