بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
در کافی مینویسد روزی سفیان بر آن حضرت وارد شد ، دید امام جامه سفید
و لطیف و زیبایی پوشیده ، اعتراض کرد و گفت : یا ابن رسول الله !
سزاوار تو نیست که خود را به دنیا آلوده سازی . امام به او فرمود : ممکن
است این گمان برای تو از وضع زندگی رسول خدا و صحابه پیدا شده باشد . آن
وضع در نظر تو مجسم شده و گمان کردهای این یک وظیفهای است از طرف
خداوند مثل سایر وظایف ، و مسلمانان باید تا قیامت آن را حفظ کنند و
همان طور زندگی کنند ، اما بدان که این طور نیست . رسول خدا در زمانی و
جایی زندگی میکرد که فقر و تنگدستی مستولی بود و عامه مردم از داشتن
وسایل و لوازم اولیه زندگی محروم بودند . اگر در عصری و زمانی وسایل و
لوازم فراهم شد ، دیگر دلیلی برای آن طرز زندگی نیست ، بلکه سزاوارترین
مردم برای استفاده از موهبتهای الهی ، مسلمانان و صالحانند نه دیگران .
این داستان بسیار مفصل و جامع است و امام در جواب سفیان که بعد
رفقایش هم به او ملحق شدند استدلالات زیادی بر مدعای خود و بطلان مدعای
آنها کرد که فعلا مجال نقل همه آنها نیست . [١]
اصول ثابت و اصول متغیر
این اختلاف و تعارض ظاهری سیرت ، به کمک بیاناتی که از پیشوایان دین رسیده ، برای ما روشن میکند از نظر اسلام در باب[١] به کتاب کافی ( ج ٥ ص ٦٥ - ٧٠ ) و جلد اول داستان راستان تحت عنوان " امام صادق و متصوفه " مراجعه شود .